
Babylon Berlin 2017
قسمت 1 فصل 5
مشکل دانلود
مشکل دانلود بزودی حل خواهد شد
3 روز پیشعضویت
برای استفاده از امکانات عضو شوید!
5 ماه پیش



از سوی؛ سریالی در سبک ترسناک علمی تخیلی ساخته جان گریفین است. داستان در یک شهر کوچک کابوسوار در وسط آمریکا جریان دارد؛ شهری عجیب که هر کسی را که وارد آن میشود، در خودش گیر میاندازد و اجازه خروج را به آنها نمیدهد. حالا ساکنانی که در این شهر زندگی میکنند، مجبور هستند به هر طریقی خودشان را زنده نگه دارند و بالاخره یک راهی برای خروج و فرار از شهر پیدا کنند؛ آن هم در شرایطی که هیچ تمایلی برای ادامه زندگی در آن شهر ندارند. اما همه چیز به این آسانیها هم که به نظر میرسد، نیست. گیر کردن در یک شهر کوچک، تنها بخشی از مشکلات این منطقه است…
باکس دانلود
پخش آنلاین ۱ تنها با مرورگر کروم Chrome امکان پذیر است.
پخش آنلاین ۲ با نصب پلیر KMPlayer امکان پذیر است.
خطای 503: هنگام دانلود حتما فیلترشکن را خاموش نمایید.
زیرنویس فارسی چسبیده بدون حذفیات
دوبله فارسی بدون حذفیات (دو زبانه)
زیرنویس فارسی چسبیده بدون حذفیات
دوبله فارسی بدون حذفیات (دو زبانه)
زیرنویس فارسی چسبیده بدون حذفیات
دوبله فارسی بدون حذفیات (دو زبانه)
زیرنویس فارسی چسبیده بدون حذفیات
دوبله فارسی بدون حذفیات (دو زبانه)
نظر تو چیه؟
واسه ارسال نظر وارد شو یا ثبتنام کن
پایان داستان حس میکنم یا ایتن داره خواب یکی از داستاناشو میبینه از خواب بلند میشه یا پدرویکتور از کما بلند میشه اینکه بگیرن پایان بازی و بابردن تمومش کنن مسخره تموم میشه
بچه های قربانی شده 7 نفر بودند
در پوستر سریال، پشت سر بوید شش بچه بعلاوه مرد زردپوش حضور دارند
شاید ….
یه تئوری به ذهنم رسید یادتونه هنری که رفت خونه تابیتا رو میز یک نقاشی بود هفت تا درخت کنار هم بودن با یک بچه
همشون با افتادن درخت تو جاده به فرام میرسن
درختا کلا نقش مهمی دارند : ممکنه بچههای قربانی روح یا وجودشون به شبه ریشهها وصل شده؛ یعنی درختها مثل یک سیستم حافظه یا پورتال عمل میکنن. در این حالت، پیدا کردن «هفت درخت خاص» میتونه کلید شکستن چرخه باشه.شاید اون هفت بچه قربانی اصلاً استخونهای توی تونل نباشن، بلکه به درختها تبدیل شدن یا روحشون به ریشههای اونجا وصل شده. چون توی From تقریباً همهچیز به درختها برمیگرده پورتالها، ریشهها و حتی نقاشیها.
بخواطر همینه که درخت ها جا ب جا میشن نتونی پیداشون کنی !
حالا شاید با پیدا کردن هفت تا درخت اصلی بتونن تله پورت کنند ب هر بچه یعنی هر درخت واسه یک بچس یا استخونشو پیدا کنن یا اصلا استخوان ها استعاره باشه همون طور که استخوان ها واسه بدن ها مهمترینن
استخوان برای درخت هم استعاره از ریشه هاش باشه یعنی اصل کاری پیدا کردن اوندرختاس چون جید بارها گفته که وقتی قربانی شدن ریششون تبدیل به درخت شده و مرد زرد پوش برای همین گفت این اشتباهه
فاجعه ب بار میاد اگه درخت رو از ریشه در بیارین
تئوری خوبی بود
واو اینو باید به کارگردان نشون بدیم خودشم نمیدونه داره چه غلطی میکنه
مرد زرد پوش ممکنه از بچه های قربانی شده باشه ؟
مثلا هنری اگه مارتین بوده باشه واسه اینکه ب کسی آسیب نزنه مثلا خودشو بره تو اون خرابه حبس کنه ؟
و دیگه همونجا بمونه تا وقتی که نشون داد بوید رفت اونجا و کرم هارو منتقل کرد بهش
انگار چیزایی که میبینیم گذشته اونارو داره نشون میده
ممکنه در نهایت همه هیولا بشن ؟
و این چیزی ک نشون میده روند هیولاشدنشون باشع انکار فکر میکنیم آینده اینارو میبینیم ولی در واقع داریم گذشتشونو میبینیم ؟ مثلا روند هیولا شدن فاطیما که درنهایت تبدیل شه ب اون زن کیمونو پوش
ددستان من یک تئوری دارم که ممکنه درست باشه، پس **اسپویل** نشید
.
.
.
به نظر من مرد زرد پوش و سوفیا یک نفرن
اگه یادتون باشه سوفیا اومد توی دفتر بوید و کت زرد مرد زرد پوش رو برداشت
بعدا دیدیم که مرده درحالیکه همون کت تنش بود با تابیتا ملاقات کرد
خسته نباشی برادر خب معلومه که یک نفرن
خسته نباشی از کجا فهمیدی ی وقت ندردنت دانشمند
صبحت بخیر باشه جدی عجب تئوری خفنی دادی بنازم حاجی :/
خب باهوش تو همین فصل ۴ خودمون دیدیم مرد زرد پوش به این دختره سوفیا تبدیل شد
من نمیدونم چرا شخصیت مهم و بدردبخوری مث جیم کشته شده
خب کارگردان ک۳کش بجای جیم اون فاطیمای عقب مونده یا جولیو میکشتی ریدم تو بازی کردنشون کنی هم رو مخه ریدم تو قیاقش
اسپویل
ایتن همون کت زرده هست…
و کلا اینکه بنظرم تک تک قسمت ها از اول نکته های مهم داشته ، باید بشینم دوباره از اول نگاه کنم،،
اولین سریال ترسناک عمرم ک میخوام دوباره ببینمش… کلن اولین ترسناکیه که خوشم اومده …
امیدوارم اخرشم باحال و جذاب باشه
دوستان مثل اینکه شماسریال رو نگاه نمیکنین؟؟!!طرف نوشته چراهواپیمانمیسازن!توروخدابگوکه۱۲سالته!!..روح این ادما دست این شهره نیرویی که این شهرروش بناشده تاریکی که ساختتش همه ی این ادما تو دستش هستن اونا هیچوقت ازاد نبودن!(: شهر تابیتارو فرستاد که هنری رو بیاره وبرش گردوند،فرضا هرکس هم به اون فانوس برسه وبره بیرون باز اون شهر برش میگردونه(((: من دارم ریواچ میکنم توی فصل دوم یااول اون دختره تیلی که ژاکت زردفاطیماروگرفت،وقتی هیولاهااومدن خونه گروهی اسمشو گفتن! اونم گفت ازکجا میدونید؟اونا گفتن ما «همه»!ی اسم هاتو میدونیم!!!این خودش یعنی خیلیا مث تابیتاو جید بارها تناسخ پیداکردن شاید هم همشون .اینا باید بفهمن این چرخه چطورشکل گرفته و ایناچرااسیر تاریکی اینجاهستن بعد شاید بفهمن چطور نابودش کنن ولی این جسم شون دیگه نجات پیدانمیکنه فقط روح شونو میتونن ازاد کنن
ب نظر من توو برزخ هستن.با توجه ب اتفاقات اخیر.
به نظر من همشون یک گناه خیلی بزرگی سال ها پیش انجام دادن برای این این گناهشون جبران بشه هی تناسخ پیدا میکنن و دوباره سر از این شهر درمیارن تا بلاخره به یاد بیارن چیکار کردن
دوستانی که نمیدونن، بازیگر نقش فاطمه توی سریال در واقعیت هم ایرانیه و کلا تو تهران بوده بچگیش و اسمشم «پگاه غفوری» ه
برای کسی اهمیتی نداره
انشالله تو قسمت بعدی از دست این کاراکتر مزخرف همراه با اون بازیگر تهوع آورش راحت بشیم
توی قسمت نهم که اتفاقات خوبی براش افتاد .حالا خواهیم دید چه خواهد شد
مگ نه هر دانشی ی بهای سنگینی داره
وقتی اینکاری که جید گفت رو انجام بدن و به راز شهر نزدیک بشن حتما ی اتفاق خیلی وحشتناکی در انتظارشونه
مثلا مثل اینکه دیگ اون طلسم ها کار نکنن
پخش آنلاین گاها زیرنویسش فعال نمیشه . ولی اگر از kmplayer استفاده کنید برای پخش آنلاین اوکیه و زیرنویس هست
من از پشتیبانی سایت و کسانی که کامنت ها رو تایید میکنید خواهش میکنم خواهش عاجزانه دارم این کامنت های الکی و شوخ رو نزارید باشه…مگه فقط کلمه زشته که بده تایید کردنش…میان الکی کامنت های بد و چرت میزارن اون کامنت هایی که برای تحلیل فیلمه گم میشن…من خواهش دارم اصا بزاریذ اونی که پیام الکی و شوخی نابه جا گزاشته ناراحت شه چرا کامنتش تایی نشده…خواهش میکنم
موافقم
خیلی آزار دهندس این نظرات بیخودی
چرا به جای ساختن دکل و آنتن به اون بزرگی، یه بالن نساختن که از راه آسمون برن از اونجا؟
فکر کن بالن ساختن یا اصلا هواپیما … داخل یه توهم زندگی میکنن هرکاری کنن باز برمیگردن همون جای قبلی مثل ماشینه
فرق نداره ….
چرا یکم فکر نمیکنین شماها!
جدا از اینکه ساختن بالن سخته، همون دکل رو هم دیدی که چه بلایی سرش اومد! مطمئنی اگه بالن بسازن و سوراش شن برن آسمون چیزی نمیشه؟!
تو الان برا من یه بالون بدون هلیوم بساز که پرواز کنه من نوکریتو میکنم
بچه بچه حرف میزنی
خب لابد نمیشه همونطور که با ماشین نمیشه با بالن هم نمیشه !
توی بالن رو با چی پر میکردن؟ با ♂️؟
عجیبه این همه لایک هم گرفت حرفت ظاهرا بیننده ها فکر میکنن ساخت بالن و مهم تر از اون کترلش مثل درست کردن املت هستش در ظمن اگر دوباره هوا خراب میشد چیکار میتونستن بکنن ؟!
تا اینجا که بیشتر نشون دادن راه خروجی فیزیکی نیست و باید چرخه نابود بشه
بالن هم مثل دکل و آنتن باعث طوفان میشه و شهر خرابش میکنه.
موجودها یا کلاغها راحت پارهش میکنن.
حتی اگه بلند بشه باز تو چرخش مثل ماشینها برمیگرده پایین.
مواد درست هم ندارن که بالن محکمی بسازن.
در نهایت از آسمون هم راه فراری نیست.
خب مثل فصل اول طوفان میومدش
من فکر میکنم این فیلم میخوادبگه که این ترسهای درونی ما داره دنیای بیرونمونو میسازه و همون ترسها مارو توی چرخه تکرار نگه میدارن و اون درخت که هی میرن و نمیتونن خروج بزنن یه جوری چرخست تا زمانی که با ترسهاشونو مقابله نکنن تکرار میشه و نمیتونن خروج بزنن یه همچین چیزی اما خب فقط این نیست و هرکسی براساس سطح آگاهیش این فیلم رو برداشت میکنه و بر
یه سوالی خیلی ذهنمو درگیر کرده
مگه پدر جولی و ایتن شغلش ساخت وسایل شهربازی مثل ترن هوایی و این چیزا نبوده؟
پس چرا هیچوقت با چیزایی که توی شهر داشتن یه هواپیما ساده نساخت و فرار از طریق آسمون رو امتحان نکرد؟
لطفا الکی نگین که ساخت هوایپما وسایل پیچیده و زیادی میخواد و فلان
وقتی تونستن یه برج مخابراتی به اون ابعاد بسازن قطعا یه هواپیما ساده و کوچیک و تک نفره هم میتونستن
اون چیزی که (الکی) مطرحش کردی درواقع یک دلیل خیلی موجه و بزرگیه. منابع لازم برای ساختن یه برج مخابراتی خیلی کمتره و اینکه وسایل رو اونجا نساختن و عملا سرهمشون کردن بعد اینکه گیرم اصلا بهترین جت تاریخ رو ساختن. بازم طوفان میاد خرابش میکنه مثل برج! پس راه فراری نیست براشون در واقع.
نابغه موتور هواپیما با سیم کهنه ساخته نمیشه ولی آنتن و برج رادیویی صرفا با یکسری سیم و فلز که به هم متصل بشه ساخته میشه.
واقعا مدارس آنلاین خیلی نسل شما رو داغون کرده.
چرا اصلا شاتل فضایی نساختن برن پیش ادم فضایی ها
در پاسخ به پرسش شما، باید از منظر نسبیت عام اینشتین و مکانیک کوانتومی به مسئله نگاه کنیم:
۱. نسبیت عام به ما میگوید که میدان گرانشی حاصل خمیدگی فضا-زمان توسط جرم و انرژی است. ساخت یک هواپیمای تکنفره در ابعاد شهربازی، نیازمند تغییر در تنسور انرژي-تکانه (Energy-Momentum Tensor) به میزانی است که بتواند بر خمیدگی موضعی فضا-زمان غلبه کند. برج مخابراتی هرچند عظیمالجثه است، اما ایستا (Static) بوده و با متریک شوارتزشیلد (Schwarzschild Metric) توصیف میشود، درحالیکه پرواز پویا (Dynamic) نیازمند معادلات ژئودزیک (Geodesic Equations) با شتابهای غیرخطی است که پیچیدگی محاسباتی آنها با عملکرد گرانشی کوانتومی (Quantum Gravity) در مقیاس ماکروسکوپی تداخل میکند.
۲. از منظر کوانتوم، ساخت بالهایی با کارایی آیرودینامیکی نیازمند همدوسی کوانتومی (Quantum Coherence) در لایههای مرزی هواست. اما شهر آنها به دلیل وجود نویز گرانشی (Gravitational Noise) حاصل از وسایل شهربازی، باعث دکوهرنس (Decoherence) سریع توابع موج مولکولهای هوا شده و نیروی لیفت (Lift) را به شدت ناپایدار میکند. همچنین اصل عدمقطعیت هایزنبرگ (Heisenberg Uncertainty Principle) موقعیت هواپیما را به حدی مبهم میکند که ناوبری بر اساس مختصات فضا-زمان ممکن نیست، مگر اینکه از درهمتنیدگی کوانتومی (Entanglement) بین خلبان و سکوی پرتاب استفاده کنند که در فیلم دیده نشده است.
۳. در نهایت، ثابت کیهانشناختی (Λ) در این شهر به دلیل تراکم بالای سرسرهها و چرخوفلکها، به گونهای تغییر یافته که سرعت گریز (Escape Velocity) محلی از معادله فریدمان (Friedmann Equation) به عددی فراتر از توان موتورهای بخارشان رسیده است. بنابراین فرار هوایی نه تنها ساده نیست، بلکه مستلزم ایجاد یک کرمچاله (Wormhole) یا تغییر در تانسور خمش (Torsion Tensor) است که در حیطه تکنولوژی آنها نمیگنجد.
پاسخ علمی دقیقاً نشان میدهد که ابعاد برج، ربطی به پیچیدگی دینامیک سیالات نسبیتی و افت و خیزهای کوانتومی ندارد؛ پس فرار از آسمان در آن جهان، با وجود ظاهر ساده، یک مسئله چندبعدی در فضای فاز (Phase Space) است که نیازمند حل همزمان ۴۴ معادله دیفرانسیل پارهای با شرایط مرزی متغیر است.
باشه قبول داریم باهوشی ولی من که تا سطح دبیرستان بلدم اصن نیازی به خمیدگی فضا زمان نیست برای این کار فقط کافیه مقاومت هوا رو جوری تنظیم کنی که مقاومتی نسبت به نیرپی شتاب گرانش وارد بر وزن شما ایجاد کنه تا بتونی روی هواکره زمین پرواز کنی حالا شاید شما استاد تر باشی اگه اشتباه میکنم به من بگید
فقط یه ایرانی میتونه فرام رو به نسبیت عام انیشتین ربط بده دمت گرم
هوش مصنوعی زدی یا همشو خودت گفتی؟
آقا آنقدر بد به ی نفر حمله نکنین ی نظری رو میگه به عنوان ی شخص بی طرف میگم خودم البته طرفدار فیلم هستم ولی انگار کلا کارگردان و سازنده دنبال بالن و پرواز این چیزا نبودن حتی توی این قسمت 8 فصل چهار م به شوخی میگه که چطوره بالن بسازم و همه رو از اینجا ببرم به نظرم اگر یکم مشخص میکردن که اگه به صورت هوایی بخوای بری بیرون چی میشه یکم واضح تر میشد قضیه
دادا بچه مچه که نیستی اینا پیرشون در اومد تا لون دکله رو ساختن الان بیان هواپیما بسازن؟
ساده ترین موتور برای هواپیما پیستونیه ولی نمیتونن انجین ماشین استفاده کنن چون نسبت جرم به انرژی رانشی که درست میکنه بالاست و ساختشم که کوره و تراشکاری میخواد جدای از بحث تنظیم موتور که خود میلنگ خیلی سخته چه برسه به کل انجین و مجموعه چرخ دنده ها و غیره هم هست و المینیوم لازم داره برای بدنه چوب هم میشه ولی اینجا مشکل جنس بدنه نیست
کاش تو باهاشون بودی یدونه ایرباس براشون میساختی حالا که اینقدر راحته
نظر منم همینه خیلی تعجب کردم که چرا مثلا یه بوئینگ 747 ساده نساختن که همه رو سوارش کنن و از اونجا برن…
خب داستان اونجوری پیش نرفت ، ما نمیتونیم فیلمنامه بنویسیم براش . بعدشم فیلم نباید تموم میشد و اگر هم هواپیما میساختن سقوط میکرد .
در ضمن اونجا برق نبود و بصورت عجیب تو پریز بود و بعد کلی سیم کشی برج ساختم پس نمیتونستن هواپیما با سیم به پریز وصل کنن و هیچ چیز مکانیکی هم نبود
دوست ندارم اینجوری باشه ولی حس میکنم همه این قضایا از اون روزی که ایتن تو کاروان با جولی درباره کتابش صحبت میکرد شروع شد و آخرش ایتن از خواب بیدار میشه میفهمه همش یه رویا بوده
اره ممکنه
از اونجایی که مرد زردپوش از موارد خصوصی همه خبر داره، چیزایی که شخص فقط خودش میدونه، و همچنین اینکه به هرچیزی فکر میکنن واقعیت پیدا میکنه (مثل داستان پیدا کردن غذا و حیوانات یا عروسکها) بیشتر شبیه به یه ازمایش یا بازی ذهنی (شایدم خواب) میمونه تا یه اتفاق جادویی و …
غیر این فکر نکنم باشه چون در این صورت موارد بالا باگ داستان خواهد بود.
ممکنه ذهن ها رو کنترل کنه مرد زرد پوش
داری سعی میکنی برای یه چیز خیالی منطق بیاری،
نه. سوفیا جادوش کرده و داره بهش القا که اینا همش خوابه. آخرش هم بهش القا میکنه که برای رسیدن به اون زندگی رویایی باید خودش رو از این توهمی که توش زندگی میکنه جدا کنه. یعنی خودش رو بکشه.
فکرنکنم خودشو بکشه
یکی دیگه رو میکشه
خودشو نه. پسرش
من یه کامنت عجیب و باحال دیدم زیر تحلیل تریلر قسمت ۹
نوشته بود ویکتور چون از اجساد تغذیه کرده نمیخواد گذشته رو بیاد بیاره
و ایتن و ویکتور هم میشن مرد زرد پوش
ینی یه جورایی خودشن
مطمئن باش این نیس چون همینارو میزارن که اینطور فک کنی
سازنده ها یه سری تئوری هارو تو مصاحبه هاشون رد کردن – یکیش همین رویا بودن کل ماجرا و خیالی بودن این زندگی – یکی دیگه هم اینکه میگفتن شاید همه خواب باشن و بعد از مردن بیدار میشن . اینم گفتن که نه این شهر واقعییه و هرکی میمیره واقعا میمیره
داداش عوامل سریال گفتن اصلا هیچ رویایی در کار نیست
عوامل سریال کلا هرگونه خواب و خیالی رو اعم از کما و رویا و..همه رو رد کردن و سیک هرچی تئوری بود رو زدن
داستانش جدیده امکانش هست واقعا
پس کی دوبله اش میاد دوبله فیلیمو رو بذارید لطفا
واقعا نمیخوام بی احترامی کنم و فضولی کنم ولی میپرسم…اصا چطور دوبله میبینید…اصلا درک یه چیزی به زبان اصلیشه اون حس که القا کنه…فقط سوال شد برام
دوستان فصل 4 هم برا شما زیرنویس نداره ؟
دانلود کنی اوکی میشه
برا منم نداره
زیر نویس داره،بر عکس فصل های قبل هست،دانلود که کردی،باید بری قسمت زیرنویس و زیرنویس فارسی رو انتخاب کنی
پیش فرض رو انگلیسی هست باید دستی فارسی رو انتخاب کنی
مرد زرد پوش به هنری گفت زنجیر رو قطع کن احتمالا همون زنجیره که درخت رومیخوان باهاش بکشن بیرون
وقتی انقد پخت و پز کردی که ملت فقط به عشق خودت میان کامنت میخونن
(#حمید_تاجیک)
جدی میگی؟
ولی جولی حق فاطیما ر خورده
فقط لجندا فهمیدن
نفرین آمون بر فاطیما و بازیگرش
فاطیما هیچ حقی نداره
چیشده مگه؟؟؟
من یه نظریه داشتم اونم اینکه یارو کت شلوار زرده شاید شخصیت منفی نباشه یا حداقل اونقدی که همه فکر میکنن بد نباشه
توی قسمت اخر یکم از این موضوع مطمن شدم. بنظرم کت زرده خودش تو این چرخه گیر افتاده و با موجودات شب تو یه ساید نیست
اخر داستان هم حتی به تابیتا هشدار داد که توی تونل ها یه چیز وحشتناک تر رو میتونن بیدار کنن
منم این نظریه رو دادم همه به چپشون گرفتن و با دیسلایک ترکوندن
ای کاش میتونستم برم اونجا پیرمرد زرد پوش رو تا جا داره با چوب بزنم البته اون دختر عینکی رو نمیزدم . بعد سارا و کریستیو و دوست کریستیو و دختر عینکی هیولا نجات بدم. شاید دونا هم نجات میدادم
جولیم نجات بده بیزحمت
فصل دوم بیشتر در راستای کش دادن داستان ساخته شده بود وگرنه هیچ سرنخی نداشت …
اما فصل سوم و چهارم تعلیق و دیرگیری رو شروع کرد و داستان رو هیجان بخشید …
این فیلم اصلا از گذشته هیچی نگفته
یا چیزای خیلی کمی گفته
میتونستن یکی از این چهار فصل رو اختصاص بدن به زمان قدیم
مثلا موقعی ک هنوز طلسم هارو پیدا نرکده بودن
واقعا واسم سواله اون موقع چطور بدون طلسما زندگی میکردن
مثلا یه فصل ۱۰ قسمتی ک خلاصه ایی ورود افراد مهم فیلم رو نشون بدن مثل بوید و دانا و ویکتور و سارا و..
اینطور بنظرم باحالتر میشد
وای تروخدا فیلمو بادقت ببینین همینجوری سرسری رد نکنین بعد بیاین تو کامنت چرت بگین بین فیلم کلییی کارگردان بک زده بود به زمان قدیم، اینکه وقتی بوید و ابی و پسرشون رسیدن به شهر شب شده بود و دونا و ویکتور به زور کشوندشون توی یه چاهی توی زمین و همیشه با قایم شدن توی همین چاها و بدون طلسم شبارو سر میکردن
و طبیعتا هرکس دیگه ای هم که تا قبل طلسم ها اضافه میشد همینجوری شب رو سر میکرد
عزیزم
این صحنه هایی ک از گذشته نشون داده خیلی کم بودن و زمانشون فوقش درحد سه چهار دقیقه بوده
من میگم جای این همه کش دادن این فصل۴ میتونستن بیشتر از گذشته بگن
و حتی از گذشته ادما قبل ورود به شهر ک چکاره بودن و…
چون بنظر میاد ربط داشته باشن به داستان
ببین گل خب این داستان اینطوریه که الان بخود شخصیت های داستان نمیدونن داستان چیه و اگه خب بیاد به ما نشون بده خب اینطوری که بیمزه.میشه
فاطیما تو اینیستا داره فارسی حرف میزنه جلل الخالق
برید ببینید
اسم پیجش
بابا اون اصلا بازیگر ایرانیه
خب چون ایرانیه
متاسفانه ایرانیه
فاطیما خب بازیگرش ایرانیه چون!!
به عنوان یک ساپیوسکشوال شدیداً روی جید کراش زدم لامصب خیلییی باهوشه :)))
به عنوان یک چی؟
برای کسی که گفت به عنوان چی…هایپوسکشوال همون گرایش به ادمای تیزهوشه ودرواقع هوش حالص یک فرده
منم عاشق آدمای تیزهوش میشم :))))
باهوشی هیچی خیلیم جذابه من اون اولاش ک وارد سریال شد خیلی روش کراش داشتم
فحشه؟
چرا با زیرنویس فارسی میزنم ولی زیرنویس ندارههه
باید با VLC media یا km player ببینی
chjuri dorostesh krdin?
کامنت گذاشتن دیگه کافی نیست باید یه گروه بزنیم دربارش بحث کنیم ترجیحا تو تلگرام من از این حجم از تئوری دیگه نمیتانممم
خواهشاً بنده رو هم اد کنید
کامنت گذاشتن دیگه کافی نیست این سریال روح و روانم روو ریخته به هم باید یه گروه بزنیم دربارش بحث کنیم
جم شیم کافه میزا رو دور هم بچینیم هر روز چند ساعت دربارش صحبت کنیم تازه یک شنبه ها هم دست جمعی یه سینما رزرو کنیم فیلمو اونجا ببینیم با پیتزا و سیب زمینی و تخمه و نوشابه و چیپس
یک احتمال ممکن به نظر من این اینه که این شهر کلا یک جهان ذهنیه، یعنی ما داخل سر و افکار یک انسان قرار داریم و هر خطر، امید، تلاش و شکست نوعی نماد از احساسات و تروماهای این فرد هستند.
احساس میکنم پدر ویکتور خیلیا رو به … میده
به نظر بنده همه اتفاقات زیر سر حمید تاجیکه. حمید عاشق جولی شده و کل شهر رو تبدیل کرده به یه آزمایش بزرگ تا جولی رو امتحان کنه. جادههای بیانتها، درختهای جادویی و همه رازهای شهر بخشی از نقشههای حمیدن.
تنها رقیبش رنداله. رندال هم به جولی علاقه داشته، ولی حمید تاجیک اونو داخل یه لوپ زمانی گیر انداخته. رندال بارها شکست خورده، پیر شده و در نهایت تبدیل به همون مرد زردپوش شده که توی شهر دیده میشه.
این موجودات وحشتناکی که شبها میان بیرون هم در واقع نیروهای استخدامی حمید تاجیک هستن. اونا هر شب توی شهر میچرخن تا به ساکنان ثابت کنن بیرون از خونه هیچ امنیتی وجود نداره و تنها راه پایان این کابوس اینه که جولی پیشنهاد حمید تاجیک رو قبول کنه و زن تاجیک بشه. ولی چون جولی قبول نمیکنه، پروژه همچنان ادامه داره و شهر از این لوپ خارج نمیشه.
در واقع کل سریال چیزی نیست جز جنگ چندین ساله بین حمید تاجیک و رندال؛ و همه آدمها، موجودات و رازهای شهر فقط مهرههای این بازی برای رسیدن به جولی هستن
جولی لزبینه احتمالا
حمید تاجیک کیه :////؟
وای دهنتو
آدما رو در حد کامنت های سایت اف تو ام هم گنده نکنید. تعریف الکی از کسی نکنید. ما به اندازه ی کافی آدم به درد نخور اما از خود راضی و متوهم تو این کشور داریم. بذارید آدم حقیر تو حقارت خودش غرق بشه و بهش راه برای تسکین حقارت از طریق کامنت نوشتن ندید. این لایک و دیسلایک ها رو جدی بگیرید و الکی خرجش نکنید چون واقعا جدی شدن.تکنولوژی دنیا رو تغییر داده و این لایک و دیسلایک ها داره دنیای اطراف رو تغییر میده. رفتار میسازه، فرهنگ میسازه. میتونیم دنیای اطرافمون رو باهاش بسازیم یا خراب کنیم. همه مون به یک اندازه مسئول خوبی ها و بدی هایی هستیم که تو دنیا وجود داره. تغییرات بزرگ از همین تایید و رد کردن های ما شروع میشه. پس الکی لایکاتون رو هدر ندید. الکی کسی رو گنده نکنید. ارادت
کاملا حق با توئه رفیق!
حتی توی روایت ها هم اومده که هیتلر در دوران نوجوانی،تولید کننده محتوا توی تیک تاک بوده و متوجه شده که هردفعه درمورد هنر و نقاشی کردن محتوا تولید میکنه دیسلایک میگیره ولی وقتی در مورد فتح اروپا و یهودیا صحبت میکرده لایک. برای همین تبدیل به همون هیتلری شده که ما می شناسیم.
باید بیشتر حواسمون به لایک و دیسلایک کامنت های سریال فرام توی سایت اف تو ام باشه.
شعر نگو
کلارا دختر چاقه همون الوییز خواهر ویکتور میتونه باشه
غمگینم!
مثل همان کسی که یکساعت تلاش کرد تا تراوشات ذهنیش رو منسجم کنه و نظر خودش رو روی دیوار این سایت به یادگار بذاره ولی مثل اینکه مسئولین سایت فاطیما فن هستند و نمیذارن از گل نازکتر به این نابازیگر و کاراکتر مزخرف و اضافی گفته بشه :((
من فقط چون ایرانیه سعی میکنم چیزی بش نگم و گرنه زیاد خوشم ازش نمیاد تو سریال
حاوی اسپویل
.
.
.
پدر ویکتور داره چیزایی رو میبینه که آرزوشه یعنی نه تنها براش فرام غیر واقعیه بلکه باورش شده 40 سال زندگیش و مرگ زنش دروغ بوده و برای رسیدن به اون تصور که واقعیت نداره حاضره هر کاری بکنه حذف لنگر درواقع کشتن پسرش است و این تصور رو برای این میبینه چون اون دخترهه که همون مرد لباس زرد هستش توی نوشیدنیش خون ریخت !
سوال فلسفی قسمت 8 این است که اگر یه دروغ بتونه تمام آرزوهای تو رو برآورده کنه، آیا حاضر میشی حقیقت تلخ رو رها کنی؟
یه خبر بد براتون دارم !میگن نتفلیکس امتیاز پخش from رو خریده!
فکر کنم فصلای بعدی همه قراره گی بشن از جمله بوید
این سریال بایدتو ۵ فصل تموم بشه اما بره نتفلیکس ادامشو میسازن و از اینم بدتر میشه
هنوز تایید نشده
اولن که این چه چرتیه میگین بوید گی میشه و فلان اونا نمیان همه چیزو یهو تغییر بدن بعدشم باز بسازن…که چی؟بازیگراش دارن بازی میکنن خب بازم فصل بسازن….شما نبینید بدتون میاد…ینی انقدر سخته نبینید بقیشو؟
شبیه ترین فیلم به فرام، The Watchers 2024 هستش. تئوری خوبی پشتشه ولی امیدوارم فرام مشابه اون نباشه.
شاید باورتون نشه تنها دلیلی که دارم قسمت هارو دنبال میکنم اینه که بعدش بیام کامنت های حمید تاجیک رو بخونم
حمید جان به پخت پز ادامه بده
دوستان یک چرت پرتی گفتم جدی نگیرید
نظرم عوض شده
1-بوید، زنش رو کشته و عذاب وجدان داره.
2-توماس(که مردزردپوش پشت تلفن خودشو به این اسم معرفی کرد)نوزاد تابیتا بود که بر اثر سهلانگاری او مُرد و مایه عذاب وجدان تابیتاست.
3-هنری، عذاب وجدان داشت بخاطر رهاکردن زن و بچه هاش.
سوفیا با القای رویای بیمارستان که در و دیوارشم زرد بود، شاید میخواد وظیفه کشتن تابیتا رو به او واگذار کنه.شایدم عذاب وجدان کشتن میراندا را به او منتقل کنه.
4-سارا، توبی و چندنفر دیگه رو کشته بود و عذاب وجدان داره.
دیگه کدوم یکی از شخصیتها “عذاب وجدان” دارن؟
احتمالا این عنصر “عذاب وجدان” باعث میشه شخصیتها در لوپ بیفتن و یه جوری در این شهر، جاودانه بشن و محکوم به تکرار چرخه
حمید تاجیک
میتونیم از جولی شریکی استفاده کنیم؟
حیف کریستی که با اون دختره رفت
وگرنه با سارا خیلی بهتر میبود
حالا خدارو چه دیدیم، شاید یه معجزه ای بشه
یعنی چی میشه واقعا نقش سارا رو توی داستان پررنگ تر کنن و مثل فصلای اول اسکرین تایم بیشتری بهش بدن.
خسته شدم از بس این فاطیما رو دیدم. هم از شخصیتش بدم میاد هم از بازیگرش. دِ اخه لامصبا ، من اگه میخواستم ایرانی ببینم، میرفتم سریال ایرانی میدیدم. جمع کنین کاسه کوزتونو با این کاراکتر مزخرف که تو سریال جز نق زدن کار دیگه ای بلد نیست.
اصلا اینهمه ایرانی، چرا اخه ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن؟؟؟ نامسلمونا! ستایش توی فصل سومش هم ده هیچ اینو میزد
بخدا که اصلا حلال نمیکنم. هر هفته دارم 350 مگابایت حروم میکنم که هرموقع دوربین بره روی فاطیما دکمه اسکیپ رو بزنم و رد کنم.من حتی به هی لسن لسن تو می و ایتز اوکی بوید دیگه عادت کردم ولی اصلا نمیتونم این فاطیما رو تحمل کنم
حتی مادر کنی بدبخت هم از این بهتر بود
حالا حتما الان هم یه نفر بلند میشه میاد میگه اسپویل نکن و روی دکمه اسپویل بزن
نقش و دیالوگ ها که دست خودش نیست باید از سریال انتقاد کنی چرا اینقدر نقش لوس بهش دادن
جر =))))) راست میگی بازیش خوب نیست، سوراخ دماغشو باد میکنه و یکی از ابروهاشو میندازه بالا چهل تا خط میندازه رو پیشونیش و هی ان ان ام ام میکنه که مثلا استرسو منتقل کنه =))))) من از اون پلیس زنه ام بدم میاد خیلی زر بیخودی میزنه =))))) بحث اضافی بودن نیست، بازیشون بده که میرن رو اعصاب
دقیقابازی همشون مزخرفه فقط بوید و دانا خوبن اونام عالی نیستن!این بازی های بد باعث میشه همه حوصله شون سربره تابا کارکترها ارتباط بگیرن!
داداش آروم باش… یه نفس عمیق بکش یه لیوان آب بخور یکم آسمونو نگاه کن
اوضاع کامنت ها واقعا تهوع آور شده
یه مشت علاف بیکار ریختن اینجا همش در مورد سریال حرف میزنن و کامنت های تحلیلی میزارن و اجازه نمیدن تئوری هایی که در مورد شوهرهای احتمالی جولی هست مطرح بشه
من یه تئوری دارم که این چند قسمت به این تئوری رسیدم و به نظرم رندال کشته میشه در طی چند قسمت اینده و یه شخصیت جدید میاد به نام حمید تاجیک که جولیت میره باهاش
از نظر من خیلی دیگه دارن کشش میدن الکی پیچیدش کردن مثلا واسه رفتن تو تونل میتونن شب که اونا میان بیرون اینا از زیرزمین خونه گروهی برن داخل کسیم نیست یا وقتی دیدن فاطمه میتونه کنترلشون کنه ازش استفاده کنن حوصله سر بر شده دیگه
مطمئن نیستن فاطمه میتونه دوباره کنترلشون کنه یا نه تازه فاطمه اگر هم بتونه فقط میتونی اسمایلی رو کنترل کنه هیولا ها هم اونقدر خنگ نیستن و از پلن های افراد شهر خبر دارن
به نظرم حمید تاجیک با بازی توی فرام و نقش زوج جولی میتونست اسکار بگیره انقدر حسش طبیعیه
واقعا شخصیت ها جدای اینکه از لحاظ احساسی فاجعن و دائم در حال چرت و پرت گفتن و هم دردی های الکی ان از لحاظ منطقی هم عجیب احمقن
چرا درباره اینکه هیولا ها چطور نقشه هاشون رو میفهمن حرف نمیزنن
چرا درباره اینکه یه هیولا رو بکشانیم داخل یه اتاق پشت اتاق طلسم بزاریم گیرش بندازیم فکری نمیکنن
چرا درباره اینکه آتیششون بزنیم کاری نمیکنن
یا اینکه یه طله واسشون درست کنیم نزدیکای طلوع گیرشون بندازیم که حداقل تا زمانی که آفتاب بزنه نتونن ازش بزنن بیرون و ببینن چی میشه
چرا لوله آب ها رو نمیکنن ببینن منبع آب از کجا میاد
بوید مگه از راه جنگل نرسید به فانوسه چرا همین راه رو ادامه نمیدن تا ببینن اونجا چیه
من که اینجام و نویسنده نیستم حداقل هزار تا ایده برا مقابله رسیده به ذهنم ولی اینا هیچ کاری نمیکنن و هر زمان هم که یکی میخواد یه حرکتی بزنه بوید قهرمان میپره وسط و میگه هی هی هی لیستن تو می
آره خب این نقشه ها چیزای خطرناکین و اینا هم میترسن ولی اول اینکه از نیزه زدن بهشون کم خطر تره بعد اینکه حداقل دربارش نقشه بکشن و دربارش حرف بزنن به جای این همه دیالوگ احمقانه و نوار خالی پر کردن
این جور دیالوگا و تلاش ها باعث میشه هم داستان منطقی تر باشه هم لذت و جذابیت برا بیننده بیشتر باشه
توی لاست با اینکه به هفتاد درصد سوالا جواب داده نشد ولی شخصیت ها دائم در حال به چالش کشیدن جزیره و نقشه برای فرار ازش بودن اینطوری خیلی جذاب بود و همه بیننده ها هم وسط نگاه کردنش راضی بودن
جواب هات:
– “چرا درباره اینکه هیولا ها چطور نقشه هاشون رو میفهمن حرف نمیزنن:”
خب میخوای چی بگن؟ مگه اولین مورد عجیبه این شهره؟!
– “چرا درباره اینکه یه هیولا رو بکشانیم داخل یه اتاق پشت اتاق طلسم بزاریم گیرش بندازیم فکری نمیکنن”
هیولا فقط از ورود به فضای بسته جلوگیری میکنه. نمیتونه یه موجود رو در فضای بسته حبس نگه داره.
-“چرا درباره اینکه آتیششون بزنیم کاری نمیکنن”
خسته نباشی هیچی روشون اثر نداره.
– “یا اینکه یه طله واسشون درست کنیم نزدیکای طلوع گیرشون بندازیم که حداقل تا زمانی که آفتاب بزنه نتونن ازش بزنن بیرون و ببینن چی میشه”
اونام احمقن حتمن میفتن تو تله!
– “چرا لوله آب ها رو نمیکنن ببینن منبع آب از کجا میاد”
مگه فصل اول برق رو کندن به نتیجه ای رسیدن جز خراب شدن خونه؟! دقت کن.
– “بوید مگه از راه جنگل نرسید به فانوسه چرا همین راه رو ادامه نمیدن تا ببینن اونجا چیه”
چون آسون نیس ساییده میشن مثل بوید که ساییده شد تو اون مسیر.
سلام بسیار منطقی هستید
با من ازدواج کن
واقعا موافقممم
یه سریال طولانی پر از ابهامهه
هیولاها هرچی اینامیگن رو خبر دارن ازهمه چی خبردارن بوید میخواست یبارتله بزاره خداروشکربیخیال شد وگرن صد یکی رو بگامیداد مگه ندیدی وقتی توتم هارو میخواستن رو هیولاها امتحان کنن چیشد؟اوناخبرداشتن
آقا این زیرنویس فصل چهار چرا کار نمیکنه
یه تئوری کاملا منطقی که فکر میکنم اینه که از اونجایی که مشخص شد جید هربار اومده تلاش کنه نجات بده همه رو مردم زدن کشتنش ، و کلا از اول ۳ نفر یه تیم بودن و میخواستن جلو قربانی شدن بچه هارو بگیرن جید تابیتا و مرد زرد پوش و بخاطر اینکه مردم بمیرن و بزارن جید کارشو بکنه مرد زرد پوش میزده یه کار میکرده میمردنچند نفر و بخاطر همین قسمت ۸ اخرش با تابیتا هم مهربون بود چون انگاری مرد زرد پوشم میخواد خلاص بشه از شهر و اینا کمک دارن میکنن
یعنی دیگه حالم داره از این سریال بهم میخوره ولی یه کرمی داره که هرهفته مجبورت میکنه دانلودش کنی و بشینی 55 دقیقه خزعبلات و دیالوگهای چرت و پرت ببینی و تو هرقسمت فقط 2 دقیقه اتفاقای مهم بیفته.خو دیوس ها از همون اول جذابش کنید که ما نشینیم ییه قسمت 57 دقیقه یی رو به امید 2 دقیقه اخرش ببینیم فقط لعنتی ها
سریال باید فصل چهارم نهایتا تمام بشه!!!
این چرخه ادامه داره اما خود دلیلشو مخاطب بفهمه سریال تمان میشه… اما سکانس های حوصله سر بر زیاد داره من هی میزنم جلو… کارگردان لحظه مردنعروس بوید انقدر ساده نشون داد که هیچی توش نبود!! فاطیما احتمال زیاد میمیره یا قبلا مرده و بچه خودشو اینجا قربانی کرده… چون میگفت هیچوقت بچه دار نمیشه… امیدوارم تو دو قسمت بعدی جمعش کنن.
من چند قسمته که نمیبینم میشینم اسپویلای کامنتارو میخونم دیگه حوصله سریالو ندارم
هنری برای قطع ارتباطش با این دنیا، ویکتور رو میکشه (ویکتور هم میدونه قراره بمیره و داره همهچیو به پسربچه یاد میده).
بوید و بقیه وارد تونل میشن و اونجا گیر میافتن، فاطیما به دادشون میرسه و با قدرت خودش جلوشون رو میگیره. اما جونش رو در این راه از دست میده.
راست میگه منم دیدم
به نظرم همه ی این اتفاقا زیر سر حمید تاجیکه
منم همین امروز به این نتیجه رسیدم
فرصت کردید دوبله فارسی رو هم بذارید .دیوونه میکنید ادم رو .حالا یه سریال داغون و کم بیننده باشه آنلاین دوبله شو اپلود میکنید
حمید تاجیک دوست عزیز، در صورت تمایل آیدی اینستات رو کامنت کن بیشتر بتونم دنبال کنم
۵۷ دیقه چرت و پرت گوش کردیم که بفهمیم فاطیما فشارش نرمال نیست،توماس زنگ میزنه بیا کارت دارم و زردپوش شک تو دل تابیتا بندازه!!
واقعا اسکول گیر آوردند ما رو؟!
این قسمت چرا امتیاز بالای ۵ داشته باشه جوابش فقط نزد یه مشت اسکوله…
فصل 4 اخرین فصله دیگه مگه نه ؟ dark هم با اون هم پیچیدگی تو 3 فصل کارو در اوردن
من شک ندارم همه چیز زیر سر فاطمه هس پروژه ت*ر*ور*یستی رو اندازی کرده برای اینامریکایی ها که شکنجشون بده دقیقن فاطمه نقشش مثل فرانت من توی سریال اسکویید گیم هست اگه فصل اخرشو دیدی توی قسمت قبلی سکانس اخر هم میتوجه شدید که فاطمه دقیقن کیه .
تا حالا کسی بهت گفت خیل زر می زنی؟
میتونی کامنت نخونی کشی مجبورت نکرده.
یه دو نفر گفتن نه باحاله حالا جو گرفتتش ریده تو نظرات یکی نیست بگه خفه شو هر چیزی هم حدی داره
یکبار گفتی بسه همش چرت چرت
اون خوابی که بوید دید اصن چه مفهومی داشت همونی که دست تابیتا رو گرفته بود داشت قدممیزد انگار توی اینده بود.
غلط نکنم باهم ازدواجمیکنن.
بی شعور، وقتی می خوای از چیزی که داخله فیلمه حرف بزنی تیک حاوی اسپویل رو بزن.
بعضی قسمتاش مثل همین قسمت ۸ عملا هیچی نداره و اگه نبینیش چیزی از دست نمیدی و فقط نت حروم کردنه…
مرد زرد پوش خودشم مثه بقیه که اینجا هستن جزوی از داستان این شهره و توش دخل و تصرف نداره صرفا کاربریش جوره دیگه ای هست نسبت به بقیه مردم شهر ولی چون به این داستان همیشگی علاقه داره و بهش خوش گذشته (افتادن مردم شهر به جون هم و درآخر خوردنشون) از اینکه توی این داستان جید و تابیتا(میراندا و کیریستوفر) تونستن اطلاعاتی بدست بیارن یکم شوکه شده و شاید ناراحت به خاطر همینم گفت دانش بهایی داره و کشتن جیم به دست اون صرفا دستوری توسط این شهر بود که مرد زرد پوش وظیفه انجام دادانشو داشت و به خاطر همین بود که بعد کشتن جیم بهش گفت من باهات حال میکردم اصلا دوست نداشتم اینطوری بشه
شماغیب گفتی!ببین عزیز این شهر پراز هیولاست زردپوش هم فقط یکی ازاون هیولاهاست اون کرم ها و جیرجیرک ها هم یک هیولای دیگه بودن که بوید اوردشون به شهر و بدتر از هیولاهای شب بود چون هیچ طلسمی جلوشونو نمیگرفت کلی هیولاهست توی اون جنگل که اینایی که شب میزنن بیرون پیششون بچه بازی ان،زردپوشم کارخودشو میکنه نه دوسته باتابیتا نه میخواد این چرخه تموم شه نه هیچی سکانس اخر قسمت هشت خبلیا رو برده تو باقالیا!
اقااومدم یچیزناراحت کننده بهتون بگم عوامل سریال گفته بودن همه چیز تو همون شروع داستانه منظورشون تیتراژه که میگه هرچی بخواد میشه و اینده دست مانیست یعنی این چرخه عمرا تموم نمیشه و تلاش ایناهم هیچ فایده ای نداره اخرش قراره حس کنید کارگردان و نویسنده خر گیرتون اوردن گفتم بگم همه درجریان باشین
انصافا نسبت به قسمت های قبل یکم هیجانی تر بود
اگ واقعا ۳ ۴ قسمت آخرای سریال هیجانی تر و اینکه به همه سوالا جواب بده ارزش داره اینطوری کند پیش بره
الان مثلا این اپیزود خیلی هم بی محتوا نبود مثلا اون قسمت که داشتن میگفتن فاطیما الان هم انگار مرده جزو ترسناک ترین و حساس ترین نقاط سریال بود کارگردانی ضعیف سریال هم باعث شده همه سکانسا بی بخار و کسل کننده بنظر بیاد
یه حدس بزنم از قسمت آینده
…
بوید به سیم آخر میزنه نقشه جید رو عملی میکنه
چون پارکینسون خودش عود کرده خودش شخصا با چند نفر دیگه میره
از اون طرف چون قراره درخت رو از ریش بکنن، جید و چند نفر دیگه میرن درخت رو از ریشه بکشن بیرون
اما درست وقتی تیم بوید کار استخوان ها رو رو تموم میکنن و جید درخت رو از ریشه میکنه میبینه زیر درخت خالی نیست، چرا ؟
چون ویکتور از فصل اول داره دست و پا میزنه که درخت ها همیشه در هرجا به جا شدنه و چند اینچ هرساله جاشون عوض شده (احتمالا همون م قع ویکتور هم از نقشه جید خبردار شده و گفته نه نه نباید این کار رو میکردن اما دیر شده)
از اونجاییکه مرد زرد پوش هشدار داد، خطرناک ترین کابوسشون آزاد میشه با این نقشه
تیم بوید زیر زمین گیر افتاده
اینجا دو اتفاق میوته بیوفته
یا مانستر ها همه رو جز بوید (طبق معمول) زیر زمین سلاخی میکنن
یا این که باز فاطیما باز یه حرکتی زو اسمایلی میزنه ولی بازم چند نفر قربانی میشن
ولی چیزی که مشخصه همونطور که نسخه های قبلی جید هشدار دادن؛ مردم شهر از جید قراره متنفر شن و درآینده (فصل بعد) برن سراغش
حتی با قولی که تابیتا به ویکتور داد که ازش مراقبت میکنه بعید نیست خود ویکتور جونش به خطر بیوفته یا از دستش بدیم
هنری (پدر ویکتور) هم مشابه همسر بوید میزنه به سرش شروع میکنه به کشتن شهر تا همه از خواب بیدار شن
اره احتمال زیاد این اتفاق بیفته
چرا برای تست فاطمه رو نمیندازن جلوی اسمایلی ببینن چی میشه
فکر کنم کل نظرات رو همش چرت و پرت گرفته دیگه نمیشه اینجا با کسی در مورد سریال حرف زد
از دلقک بودنتون یکم خجالت بکشید
این هیولا ها که اسلو موشن راه میرن، خوب یک کوکتل مولوتوف بسازین بزنین بهشون. چرا اینقدر می ترسن.
بخوای اینجوری فکر کنی ۸۰٪ فیلم و سریالهایی که دیدی توی ۵دیقه تموم میشن
سریال و فیلم بنظرم باگ و راه حل تابلو نباید داشته باشه. اونم ژانر معمایی
دقیقا سوال منم همین بود چرا از هیولایی که سرعتش نصف آدم نیست میترسن
۲ تا تئوری کوتاه و جدید !!
فاطمه زن کیمونو پوش هس مادر تمام هیولاها .. همون که فصل قبل الجین رو اذیت میکرد.
این درختی که جید گفت باید درش بیاریم همون درخته که افتاده تو جاده و باعث گیرافتادن همشون شده و اینکه جید باعث افتادنش میشه دلیل مردنش میشه همه ازش شاکی میشن مثل هر چرخه میکشنش.
سلام با تشکر از عوامل دومدیا . برای من تماشای فیلم یا سریال زیرنویس نداره باید دانلود کرد برای بقیع دوستان هم همین مشکل هستش ؟
خلاصه ی قسمت ۸ تا اینجا :
1.نصف نفرات سریال توهم زدن
2.فاطیما هر قسمت حامله میشه و میندازه گردن آب و هوا
3.بوید ۲۰ دقیقه ی اول هر قسمت بندری میزنه
4.الیس فار مردای غیرتی رو گرفته و هرکی به فاطی چیزی بگه میخواد گازش بگیره
5.نصف زمان سریال یکی یکی دیگه رو میبره بیرون که بهش یه چیزی بگه
6.تهش هم احتمالا مشخص میشه که جولی با سارا خواهر برادرن و دانا نوه ی بویده
اسپویل گر بی شعور
خدا شاهده از همه کسخول تر ماییم که نشستیم پای این سریال
من احساس میکنم که مرد زردپوش اصن قضیش جدای از هیولاهاس، انگار با اینکه خودشم همرو خورده، یجورایی گیر افتاده و منتظره که بقیه یه کاری بکنن
همشم داره هشدار میده، قبلشم گف به زنت بگو نکنه زمینو
وقتی فهمید میخوان توتمارو تست کنن روی هیولاها شکه شد ولی بعدش انگار نمیدونست که روشون اثر کرده یا نه و پرسید که کار کرد یا نه
نمیدونم شایدم اشتباه میکنم ولی کنجکاویش عجیبه، بنظر نمیاد خیلی همراستا با هیولاها باشه
نه تابیتارو تهدید کرد که نزاره اون استخون هارو دربیارن پس نمیخواد اینجاازبین بره گیر نکرده هم زرد پوش هم اون هیولاهای جیرجیرکی فقل دوم هم اینایی که شب میان بیرون و عروسکا و خیلی هیولای دیگه همه اینا از یک تاریکی بوجود اومدن که زیرتونل هاشت همون جای دریاچه اشک وهمه به اون متصل هستن اون هزطریق ایناهم گاهی حرف شو میرسونه..این چرخه نباشه هیولاهام نیستن و میمیرن
کسی میدونه چرا زیر نویس برای من کار نمیکنه؟
حتی فعال ش هم کردم اما نشد
طرف تو زندگیش چند تا سریال دیده بعدش میگی این سریال بی سر و تهه چرت پرت میگه
الان این سریال بالا ترین امتیاز رو تو سایت داره ولی همه سایت ها و منتقد ها بهش پایین ترین امتیاز رو دادن
خلاصه اگه قشنگه بشینید ببینید
تو تیک تاکم والا همه یا مسخره میکنن یا انتقاد شورشو دراوردن چی میگی؟؟؟
اینکه عده ای فن این سریالن قابل فهم و درکه هرچند کلا فن بودن چیز خوبی نیست)
اینکه عده ای هم به هر دلیل به این سریال انتقاد دارن ولی میبینن هم قابل درکه
چیزی که قابل فهم نیست اینه که یک عده تینیجر ریختن سر منتقدین که ( اگه دوست نداری جمع کن برو ایششش)! هرکی ندونه انگار سهامدار شرکت سازنده سریالن یا پسرخاله کارگردانن. بشین بزار هرکی دوست داره حمایت کنه هرکیم دوست داره انتقاد کنه انقدر تو نقش فرو نرید. انتقاد ها کاملا درسته چون 90 درصد محتوای اپیزود ها با فیلر پرشده، یعنی به اندازه 3 قسمت داستان داشتن اما اومدن اب بستن و تبدیلش کردن به 10 قسمت. دیالوگ های این سریال وقتی معقول میشه که حداقل باعث عمیق تر شدن رابطه ما با شخصیت ها بشه نه فقط تکرار یسری اکت ها و کلمات چرند و تکراری. طبیعیه که مخاطب با سواد هنری اینو میفهمه و بهش انتقاد میکنه ولی دلیلی نمیشه که سریال رو ادامه نده. پس بهتره ایرانی بازی رو بزاریم کنار و یاد بگیریم که هرس هر نظری داشت اجازه داره مطرح کنه.
قربون آدم چیزفهم
جدی چرا هیشکی کنی رو یه بغل نکرد بگه خوشحالم زنده ای اونوقت دو ساعت تبیتا داشت ایتن و ویکتور و اروم میکرد:////
و چیز دیگ اینکه چرا هیچکی درمورد این حرف نزد ک هیولاهاچطور نقششون رو میدونستن؟
و حتی ممکنه از نقشه کندن درخت و…هم خبر داشته باشن؟
محتوای سریال: 90 درصد بولشت+5 درصد هی هی + 5 درصد داستان اپیزود
آخرای قسمت 7 گفتم اخی بالاخره هیجانی شد . یهو اول قسمت 8 صبح شده بود :)) . جدی این کارگردانش مارو گرفته . لعنت بهش .
Mashti kargardanesh kargardane Game Of Thrones e