
Güller ve Günahlar/Sins and Roses 2025
قسمت 34 فصل 2
مشکل دانلود
مشکل دانلود بزودی حل خواهد شد
2 روز پیشعضویت
برای استفاده از امکانات عضو شوید!
5 ماه پیش



از سوی؛ سریالی در سبک ترسناک علمی تخیلی ساخته جان گریفین است. داستان در یک شهر کوچک کابوسوار در وسط آمریکا جریان دارد؛ شهری عجیب که هر کسی را که وارد آن میشود، در خودش گیر میاندازد و اجازه خروج را به آنها نمیدهد. حالا ساکنانی که در این شهر زندگی میکنند، مجبور هستند به هر طریقی خودشان را زنده نگه دارند و بالاخره یک راهی برای خروج و فرار از شهر پیدا کنند؛ آن هم در شرایطی که هیچ تمایلی برای ادامه زندگی در آن شهر ندارند. اما همه چیز به این آسانیها هم که به نظر میرسد، نیست. گیر کردن در یک شهر کوچک، تنها بخشی از مشکلات این منطقه است…
باکس دانلود
پخش آنلاین ۱ تنها با مرورگر کروم Chrome امکان پذیر است.
پخش آنلاین ۲ با نصب پلیر KMPlayer امکان پذیر است.
خطای 503: هنگام دانلود حتما فیلترشکن را خاموش نمایید.
زیرنویس فارسی چسبیده بدون حذفیات
دوبله فارسی بدون حذفیات (دو زبانه)
زیرنویس فارسی چسبیده بدون حذفیات
دوبله فارسی بدون حذفیات (دو زبانه)
زیرنویس فارسی چسبیده بدون حذفیات
دوبله فارسی بدون حذفیات (دو زبانه)
زیرنویس فارسی چسبیده بدون حذفیات
دوبله فارسی بدون حذفیات (دو زبانه)
نظر تو چیه؟
واسه ارسال نظر وارد شو یا ثبتنام کن
میدونید چرا وقتی فاطمه داد زد نکن اسمایلی متوقف شد؟ چون احترام مادر واجبه .
عجب
dahanett xD
احسنت دقیقا
واقعا خجالت آور بود قسمت 8 و طبق معمول هیچ محتوایی نداشت
این شعر به احترام یکی از بدربخورترین شخصیتای سریال که به طرز مسخره ای کشته شد و هیچکی هم به یه ورش نگرفت
“جیمی هنوز زندست جیمی هنوز با ماست جیمی میان سنگر گرم نبرد مانده جیمی همیشه با ما از صبح فتح خوانده”
به نظر من فاطیما داره تبدیل به اون هیولاها میشه هم چون گفت حس کردم یه چیزی تو بدنم یخ زد که فصل سوم دیدیم وقتی بدن هیولاعه رو کالبدشکافی کردن تمام اجزای بدنش خشک شده بود
و هم اینکه کریستی گفت فاطیما باید مرده باشه
شاید این قسمت دیالوگ محور بود ولی دیالوگای عمیقی توش داشت و لذت بردم از این قسمت
از فشار غیرعادی فاطیما بگیر تا حرفای تابیتا به ویکتور که گفت ایندفعه خیلی بیشتر از قبل میدونیم
و همچنین جید که به ریشه درخت بطری ها اشاره کرد و دقایق آخر حرفای اون مرد زرد پوش به تابیتا
که گفت هنوز این قسمت رو یادت نیومده ! یا به تابیتا گفت من وتو خیلی چیزارو پشت سرهم گذاشتیم!
و کلیدی ترین حرفش این بود به تابیتا گفت قراره کاری رو بکنی که تا حالا هیچوقت نکرده بودی !!!
انگار آزاد کردن استخونا اولین باره قراره رخ بده ن میرندا تونسته ن تناسخ های قبلی تابیتا و جید
از همه جالب تر توهمات بوید که نشون داد یه بار دیگه اتفاقات تکرار میشه و دقیقا لحظه ای این توهم
اومد که جید گفت باید درخت رو از ریشه دربیاریم !!
بنظرم اونموقع این توهم اومد که بفهمه اگه به حرف جید گوش نده و درخت رو درنیاره
دوباره اتفاقات رخ میده !
خلاصه قسمت پر پیمونی بود انصافا و آماده مون کرد برا 2 قسمت کوبنده و پر از هیجان
تا اینجا شما تحلیل گر مورد علاقمی
برای شما هم زیر نویس نمیاره؟
اقا لطفا قبل اینکه سریالی رو ببینین و بیاین نظر بدین به درجه سنیش یه دقتی بکنین درجه سنی این فیلم ادولته یعنی بزرگسال پس لطفا انقد جهان سومی کودن نباشین حداقل نظراتتونو برا خودتون نگه دارین
کم کم دارم مطمئن میشم بعد از چند سال تماشا کردن form تهش خیلی احمقانه داره میشه
از سازندگان lost بعید نیست
حمید تاجیک داداش من اصلا متوجه اینهمه وسواس و علاقه تو به جولی نمیشم. این اخه چیه خدایی.
سارا صدهزار مرتبه بهتر از این جولیه. من از فصل اول پیگیرشم. از اون موقع تاحالا حتی بهتر و پخته تر هم شده.
این جولی بنظر من مثل یه بچه س. دوست دارم دوتا محکم بخوابونم هم زیر گوش جولی و هم رندال که اینهمه باهم نپلکن.خیلی رو اعصابم میرن.
در مورد خود سریال و داستان هم که خدا لعنت کنه نویسنده این سریال رو. یعنی من از یه کاراکتر (فاطیما) به شدت بدم میاد بطوریکه هردفعه میبینمش حالت تهوع میگیرم، این نامردا هر قسمت دارن نقششو بیشتر میکنن و اسکرین تایم بیشتری بهش میدن.
لعنتیا یا خودتون اون فاطیما رو حذف کنید یا یه موشک خیبرشکن نثارتون میکنم.
با این کامنتای چرت و پرتی که شماها میزارید فقط بخش کامنتا رو الکی شلوغ میکنید و باعث میشن نظرات بدرد بخور تر کمتر خونده بشه
دقیقا کل کامنتا رو چرت و پرت گرفته همش باید دنبال نظر بدرد بخور بگردی
این قسمت محشر بود مخصوصا اون آخرش که تیتراژ اومد بالا و اسم مادر کارگردان رو دیدم
د آخه بی ناموس دلقک شوهر که واسه جولی جور نمیکنی لاقل میذاشتی مثل هفته قبل دو دقیقه شیره کشیدنش رو ببینیم
اصلا جهنم و ضرر ما به همین کنی کمونیست هم راضی هستیم
همین رو دوس پسر جولی کنید ۲ تا صحنه عاشقانه از جولی ببینیم تا مرد زردپوش اینم نخورده
رندال و پسر سیاهه که قیافه براشون نمونده اگه اینم از دستمون بره گزینه هامون به بوید و بابای ویکتور محدود میشه
اتفاقا بابای ویکتور و جولی خیلی هم به هم میان به نظر من
داداش درسته هر سریالی رومانس میخواد ولی رومانسم داره دیگه توش، مث فاطیما و دوست پسرش، چه گیری به جولی دادی
ژانرو نگاه کن
اینقد که شما به جولی و سارا پرداختین همونقدر حق سوفیا رو خوردین تو قسمت های بعد با سارا بره لباساشو عوض کنه تازه میفهمین چه چیزی قایم میکردش
فک نکنم سوفیا بتونه لباسشو عوض کنههه ،صد درصد نمیتونههه
عزیزان من چت روم یاهو خیلی وقته بسته شده از اون موقعه تا الان این همه اپ برای سوشال ابدیت شده برین اونجا بحث های داغ کنید
اینجا که چت روم نیست
اون دختره که بچه رو از شکم فاطیما کشید بیرون خیلی شبیه خود فاطیما نیست؟!
آقایون بیاید برای فصل پنجم یه کمپین امضا راه بندازیم که نویسنده سریال ، کاربر حمید تاجیک رو ببره تو سریال.
بلکه بالاخره حمید تاجیک به عشق ممنوعه اش جولی برسه. از دست اون رندال صورت ت*می هم راحت بشیم. اصلا من نمیدونم با چه منطقی این پسره هی دنبال این دختره میره.اخه لامصب تو توی اینه یه نگاه به خودت بنداز .
اون مادره هم معلوم نیست چجور مادریه.
بجای اینهمه چرت وپرت گویی و گفتن اینکه اون شوهر منه این شوهر منه ، برو دست دخترت رو بگیر نذار با هر کس و ناکسی اینور اونور بره.
من جای تابیتا بودم، یکی محکم میخوابوندم زیر گوش جولی که فکر این پسره از سرش بپره.اصلا از این پسره رندال خوشم نمیاد. هم چشاش ناپاکه هم اینکه جولی رو داره از راه به در میکنه.
پسر فقط حمید تاجیک. سر به زیر ، مودب ، چشم پاک و وفادار. از همون اول که انتخاب کرده، روی انتخابش مونده و پا پس نکشیده.
تو قسمت هشتم هم اصلا معلوم نبود اون دوتا باهم کجا رفته بودن خیره سرا
بهروز بخدا تو اکانت دوم حمیدی:)))))
اولا که اسپویل بزن رو کامنتت
دومن اگه جدی میگی برو سریال ایرانی ببین
پیشبینی من برای قسمت بعدی (من به ندرت پیش بینی هام اشتباه میشه حتما بخونید!
کریستی و جولی یه دل نه صد دل عاشق هم میشن و برای رمانتیک تر کردن رابطشون شب میرن بیرون شام بخورن توسط اون یارو که مثل سگ میخنده بگا میرن.
بوید هم از فرصت استفاده میکنه میبینه تابیتا سینگله ازش خواستگاری میکنه و چندنا بچه سیاه سفید تحویل جامعه میده.
فاطیما تا ۹۰ سالگی هر سال حامله میشه ولی منصرف میشه.
ویکتور تصمیم میگیره بلاخره شلوارش رو عوض کنه.(قبلیه خیلی کوتاه بود)
رندال هم که دفترچه سربازی پست کرده بلاخره میره دوره آموزشی ۰۸ خاش مث سگ ازش کار میکشن و فرار میکنه.
ینی من ریییییدم دهن کارگردان و نویسنده ۸ قسمت از فصل ۴ گذشت کلسو تو ۴۰ دقیقه میشد جمع کرد
کل فیلم شده چسناله و ک۳شر
الان یه عده بچه سال اسکوا میان مینویسن ناراحتی نبین
در جوابشون بگم اولا زر نزنید دوما خب ۳ فصل دیدم دیگه درگیر شدم نمیشه نبینم انقد گو نخورید دیگه روشعنفکرای اسکول
همینکه تونسته درگیرت کنه یعنی خودت داری کسشر میگی.
این نظر من در 2قسمت مونده اخر بزرگترین هرچی میشه اسمش گذاشت ضعف شکست اشتباه یا اینکه گنج پیدا کرده باشند هرچی اسمش باشه نباید در پایان فصل 3 اعلام میشد سریال5 فصله اینجور عملان فصل4 از مدار خارج شد و این فصل چرت وپرت رقم زد شما همین الان برین اخرفصل3 ببنید پیرو همین که این معدن طلا بیشتر سوراخ کنند تبلیغ یک سریال که6 قسمت و نگرفت کنسل شد مثلان میخواست مخاطب تا شروع فصل4 ضعیف سرگرم اون سریال کنند الان تازه میخوان اگه شفت بوید راضی شدن قسمت بعد درخت رو از جا دربیارن اونم تازه درقسمت9 حیف حیف که سریال از اول دیدم حیف
️♂️ موشکافی اپیزود 8 فصل 4 From
این اپیزود از آن قسمتهایی است که در ظاهر آرام پیش میرود، اما در لایه زیرینش تقریباً تمام قواعد بازی را زیر سؤال میبرد. اگر قبلاً فکر میکردیم شهر یک زندان است، این قسمت بیشتر شبیه این ایده عمل میکند که شاید اصلاً با یک «ساختار» طرفیم، نه یک مکان.
اولین نشانه مهم از جایی شروع میشود که سوفیا درباره توتمها سؤال میپرسد. مسئله اینجا خود سؤال نیست، بلکه نوع آگاهی پشت آن است. او نمیپرسد توتمها چه هستند؛ مستقیماً میپرسد آیا روی موجودات شب اثر گذاشتهاند یا نه. این یعنی یا اطلاعاتی دارد که نباید داشته باشد، یا در حال تست کردن یک سیستم است که از قبل آن را میشناسد. رفتارهای بعدیاش هم این حس را تقویت میکند؛ برداشتن لباسهای زرد، ورود بیهدف به خانه تابیتا، بو کشیدن لیوان، و جمع کردن نقاشیهای ایتن. اینها رفتارهای یک جستوجوی هدفمندند، نه یک کنجکاوی انسانی. مخصوصاً وقتی بدانیم نقاشیهای ایتن از فصل اول همیشه نقش «پیشآگاهی» داشتهاند.
در همین خط داستانی، فاطیما به نقطهای رسیده که دیگر نمیشود آن را با منطق پزشکی توضیح داد. فشار ۵ روی ۳ و ضربان ۱۹ در دقیقه عملاً مرز بین مرگ و حیات را رد میکند، اما او هنوز در حال حرکت است. سیاه شدن رگها این تصویر را کاملتر میکند: این دیگر بیماری نیست، بیشتر شبیه یک «فرآیند» است. انگار بدنش دارد خودش را با چیزی در این شهر هماهنگ میکند، نه اینکه در حال فروپاشی باشد.
از طرف دیگر رابطه ویکتور و ایتن هرچه جلوتر میرویم از حالت انسانی فاصله میگیرد. ویکتور صرفاً یک بازمانده یا راهنما نیست؛ او شبیه کسی است که الگوی تکرارشونده شهر را میشناسد و دارد ایتن را برای قرار گرفتن در همان الگو آماده میکند. نکته مهم اینجاست که در From هیچ رابطهای تصادفی رشد نمیکند؛ همه چیز یا تکرار است یا جایگزینی.
در بخش هنری، آهنگ Blue دوباره به عنوان یک عنصر تکرارشونده ظاهر میشود. اما چیزی که اینجا اهمیت دارد خود آهنگ نیست، بلکه اثر آن بر «مرز واقعیت» است. هر بار که این قطعه وارد داستان میشود، هنری از یک وضعیت ذهنی ثابت خارج شده و وارد یک لایه دیگر از تجربه میشود. این موضوع وقتی خطرناکتر میشود که پرستار از «نسخههای مختلف واقعیت» حرف میزند. این دقیقاً یک واژهگذاری ساده نیست؛ اگر دقت کنیم، او نمیگوید یک واقعیت وجود دارد، میگوید چند نسخه از واقعیت وجود دارد. همین یک تفاوت کوچک، کل ساختار جهان سریال را از حالت خطی خارج میکند.
این خط با جابهجایی ناگهانی هنری بین بیمارستان و شهر کاملتر میشود. مخصوصاً وقتی نوهاش از «قطع شدن سیگنال» صحبت میکند، انگار یک ارتباط موقت بین دو لایه واقعیت از بین میرود. در این نگاه، From دیگر یک مکان نیست؛ یک نقطه تداخل است.
همزمان جید دوباره به ریشهها برمیگردد. اما نکته مهم اینجاست که این ریشهها در سریال هرگز صرفاً طبیعی نمایش داده نشدهاند. هر بار که جید به این ساختارها نزدیک میشود، در واقع به یک «منبع اطلاعاتی» نزدیک میشود. انگار شهر خودش را از طریق همین ساختارهای زیرزمینی حفظ یا کنترل میکند.
در بخش مهمتر، تابیتا یک تفاوت کلیدی را آشکار میکند: او و جید خاطراتی دارند که میراندا هرگز نداشته است. این جمله به ظاهر ساده، یک مفهوم بزرگ را تغییر میدهد؛ چرخهها تکرار نمیشوند، بلکه تکامل پیدا میکنند. یعنی هر بار چیزی اضافه میشود، چیزی تغییر میکند، و هیچ نسخهای دقیقاً نسخه قبلی نیست. این یعنی شهر در حال یادگیری است، نه صرفاً تکرار.
اما نقطه مرکزی اپیزود، بدون شک درخت بطری و استخوانهای بچههای انکویی است. جید معتقد است این ساختار میتواند کلید پاسخ باشد، اما ورود مرد زردپوش همه چیز را پیچیدهتر میکند. مهمترین نکته درباره او این است که برخلاف انتظار، هیچ تلاشی برای توقف آنها نمیکند. نه خشونت، نه تهدید مستقیم؛ فقط هشدار.
او میگوید بیرون کشیدن استخوانها ممکن است آزادی بیاورد، یا یک فاجعه کامل. همین دوگانگی مهم است: او نه در نقش نجاتدهنده است، نه در نقش یک شر مطلق. بیشتر شبیه کسی است که نتیجه را میداند اما اجازه ندارد مسیر را تغییر دهد.
و اینجا بزرگترین تئوری اپیزود شکل میگیرد:
اگر درخت بطری یک دروازه نباشد، بلکه یک قفل باشد چه؟
اگر استخوانهای بچههای انکویی بخشی از ساختار مهر و موم باشند چه؟
و اگر چیزی که زیر ریشهها دفن شده، نه پاسخ، بلکه علت کل این چرخه باشد؟
در این صورت، تمام مسیر شخصیتها از فصل اول تا امروز یک اشتباه بنیادی بوده است:
آنها فکر میکردند در حال پیدا کردن راه خروج هستند، در حالی که در حال نزدیک شدن به نقطه «باز کردن چیزی» بودهاند که شاید هرگز نباید آزاد میشد.
مفید ترین کامنتی که خوندم بقیه همه در حلا چرت و پرت گفتن!
هر قسمت چرت پرت تر از قبلی
فقط تایم پر میکنن چرا هر قسمت مجبوریم 40 دقیقه صحبت های تکراری شخصیت ها با همو ببینیم همش هم همون حرفای تکرار و جر و بحث ها
همش همینو تکرار میکنن
جولی یه بار تو زمان سفر کرد سریع یادش رفت اصلا چنین چیزی وجود داره خب شما که نمیخواین این موضوع رو ادامه بدین چرا صلا شروعش میکنین
انگار شما فراموش کردی سفر در زمانش خطرناکه و تو یه مکان خاصه و تشنج هم میکنه و یکیم باید حواسش باشه بکشتش بیرون!
لاقل جواب دایرکت اینیستاتو بده جولی نامرد
جولی میایی ایران؟
همش برام سوال بود توی چرخه ی قبلی که همه مردن ویکتور بعنوان یه بچه چجوری تونسته زنده بمونه؟
توی این قسمت گفت من کمپوت هلو حشره و… میخوردم
یعنی ممکنه جنازه هم خورده باشه؟
اگه این یه چرخه باشه که نقش ها مدام واردش میشن ممکنه مرد زردپوش و ویکتور و ایتن یک نفر باشن؟
و ویکتور در تلاشه با آگاه کردن ایتن چرخه رو پس از مرگ دست جمعی اهالی بشکنه
چجوری زنده مونده نداریم
چرا زرد پوش زنده گذاشتش داریم
ممکنه مرد زردپوش آینده ی ویکتور و ایتن باشه.وگرنه ویکتور بدون طلسم چجوری شبها از دست هیولاها فرار کرده؟
یعنی ۳ نسل پسربچه اومده باشن توی چرخه
مرد زردپوش و ویکتور و ایتن
اگه اون موجودات شب میان بیرون حتما نورخورشید براشون مرگباره پس چرا کله سحر سوار آمبولانس نمیشن برن ورودی غار ببندن نتونن برن داخل یا مثلا یه طلسم هم بزارن ورودی غار که به فاک برن
میتونیم اینو به کارگردان بگیم مشکل حل بشه همه برگردن خونههاشون
طلسمها فقط از ورود هیولاها به یه محیط بسته جلوگیری میکنن و قابلیت زندانی کردنشون رو رو ندارن. ضمن اینکه مشخص نیس غار چن تا ورودی داره.
بخدا که عاقل ترین و بهترین بازیگرا جید و ایتنن
بقیه بازیگرا با سارا و نیکای معمولی و رحمت امینی شالیکار هزار جریبی تفاوتی ندارن
بخدا که بوید نقیه کنی تقیه تابیتا هما سعادته هنری بابا پنجعلیه ویکتور ارسطو عامله فاطیماهم دختر محمود نقاشه
ویکتور و جید از همه بهتر بازی میکنن. بدون جید هیچ طنزی در سریال نبود
این چه مسخره بازیه اخه هر هفته یه قسمت میدن بیرون خب همشو یهو بدید راحت بشینیم نگاه کنیم :/
قسمتی که بوید به داخل حلقه ازدواجش نگاه میکنه علامت اینفینتی هست این یعنی تو چرخه ای که زنش همرو میخواست بکشه تو این چرخه هم پدر ویکتور میخواد همرو بکشه
اسم قسمت نهم: «آرامش قبل از»
و اسم قسمت دهم: «اگه یه درخت تو جنگل بیفته»
ظاهرا قسمت نهم آرامش نهاییه و همونطور که زردپوش توی اپیزود 8 به تابیتا گفت، قسمت نهم با افتادن درخت باعث میشن فاجعه بزرگتری رخ بده.
تئوری من اینه که تمام این اتفاقات داره تو ذهن پدر ویکتور رخ میده که توی کماست
چون توی فصل قبل هم نشون داد تابیتا وقتی از اونجا اومد بیرون درواقع به هوش اومد تو دنیای واقعی
ویکتور به پدرش گفت بدنت به مواد واکنش بدی نشون داد و از اون موقع تو اسایشگاهی
یعنی اینا توهماتشه
نابغه این نیاز به تئوری نداشت خب داره رسمن همینو نشون میده پس این نیس
واکنش مرد زردپوش که اینو بهش تلقین کرد قسمت قبل
فقط اونایی که میان غر میزنن که این فیلم چرته انگار چاقو گرفتن زیر گلوشون که باید این فیلمو ببینن ، آقا دوست نداری نبین چرا دیگه اینقد خون خودت و بقیه رو کثیف میکنی
قبلن روی جولی کراش بودم ولی الان فهمیدم طلای واقعی دانا هست.
دهنت سرویس اسمتووو
اینکه پوستر سریال 6 بچه و مرد زردپوش هست که کلا میشه 7 تا به نظر من عجیبه و اینکه عکس بوید هم به عنوان فرد اصلی در پوستر هست نه تابیتا و جید ممکنه به خاطر این باشه که چون مریضی بوید جدی شده جون خودش رو برای نجات بقیه به خطر میندازه و کسی میشه که همه رو نجات میده
این احتمال هم وجود داره که وقتی جید و تابیتا به چیزی که زیر 7 سنگ داخل غار هست برسن حتی مرد زردپوش هم بمیره و به خاطر همین هست که اینقدر پیگیر نقشه ها برای اون سنگ هاس چون بقای خودش در خطره
بوید هم سرویسمون کرد
هر 5 دقیقه یه بار دستشو میکوبه زمین عربده میکشه کاماااان کامااااان
مرد حسابی برو قطعش کن هم ما راحت شیم هم خودت
اره خدایی..خخخخخ
جولی میره دوباره تو زمان سفر میکنه میاد میگه پدرش چطور و کجا کشته شده
تبیتا ام میره میگ کت زده رو دیده و تهدید شده به بولید میگه بودی هم موافقت میکنه با جید میرن تو تونل استخون هارو نجات میدن با طناب از اونجا میخان بیان بیرون ک نمیدونن اینا هر فکری کنن هیولاها یه قدم جلو تر آن پس دوباره نقششون خراب میشه
من سریال Dark,lost,100,leftovers,westword,last of us,manifest,from,silo,strngerthingsو قطار برف شکن رو دیدم تو این سبکها سریال خوب سراغ دارین بگین
fringe. Black Mirror .The 4400
Oa
سریال walking dead و Paradise رو ببین
The leftover
see
outer range
the peripheral
1899
good Omenes
Bodies
3body problem
dark matter
من تا امشب نمیتونم قسمت جدید رو ببینم اگه جولی شوهر کرد لطفا مراعات کنید اسپویل نکنید
دلم به حال حمید تاجیک میسوزه ، یه هفته منتظر بمونی جولی رو ببینی ولی نشونش ندن
اقا نبینید قسمت جدید رو چیه این جولی اصلا نیست پس جولی جون من کجاست داره با رندال تو اتاق خواب کارایی میکنه؟ خب به ماهم نشوم بدین نامردا
یه روزی میام کانادا میگیرمت جولی(هانا چرامی)
بوید تو این قسمت از خواب بیدار میشه میبینه مسلمون شده و همه اتفاقاتی که افتاد چرند بود.
چرا دوبله فارسی دیر میاد
سریال متاسفانه تئاتر شده فقط دیالوگ، ولی بد نبود قسمت ها طولانی تر می بود و ژانر وحشت بیشتر جنبه عملی در سریال میگرفت ولی خوب تو این نوع ژانر سریال به خفنی داستان این نداریم با همه انتقاد ها
کاش حداقل نقش فاطمهزهرا کمرنگتر میشد. یکی از بدترین بازیهای تاریخ بشریت رو داره و قشنگ میتونه نامزد تمشک طلایی قرن بیست و یکم باشه.
لامصب هر بار هم به خاطر یه اتفاقی نقشش پررنگ میشه و باید از حضورش توی سریال بهره ببریم.
میخوام باهات موافق باشم اما چون ایرانیه رگ ایرانیم باد میکنه
قسمت هشتم هم منتشر شد ولی قسمت ۷ هنوز دوبله نشده چرااااااااا یکی بگه چراااااا
آنقدر کشش دادن هیچی از فصل یک و دو یادم نمیاد . الان برم نگاه کنم از اول بازم واسه فصل ۵ اینقدر دیر میاد بیرون بازم آدم همه چی یادش میره. سریال دارک .هانیبال اونا معجزه بودن این فقط وقت پر کنه
این قسمتم هیچی به هیچییییی
کلش رو میشد تو ۳دیقه خلاصه کرد
والا بخدا این فصل فقط۲قسمت کمی بدربخور داشت
کل این قسمت این بود ک زرد پوش تابیتارو تهدید کرد ک اگ استوخنا رو دربیاری چیز دیگ ایی هم ازاد میشه
و جید هم فهمید درخت بطری بالای تونلاست
دیگ هیچی نداشت
کاش فهم اینو داشتی که تیک اسپویل بزنی
واسه یه کامنت دیگه نوشته بودم اشتباه شد.
من از شما عذرخواهی میکنم
مرد زردپوش چرا باید هشدار بده به تابیتا ؟ اگه قرار لود اتفاق بدی بیفته نباید فقط صبر میکرد تا اون بلا سرشون بیاد ؟
✅ فصل چهار برعکس سه فصل قبلی، خیلی شفافتر به بعضی ابهامات پرداخت و باعث شد با علاقه بیشتر دنبالش کنم…
بعضیها هنوز متوجه نشدن که هدف سریال اینه به ترس درونتون غلبه کنید و شجاعت داشته باشید و همهی این ترسها ریشه در خرافاتی داره که در کودکی بهمون گفتن، تا هرچه بزرگ میشیم با خودمون دنبالش کنیم، اما هیچکس نگفت که همهچیز ساختهی ذهنها هست و زندگی همهچیزش نامعلومه.
درنتیجه مثل همین سریال باید آرام باشیم ببینیم زمان با گذرش چه میکنه …
چرا کسی درباره اینکه پرستاری که تو اپیزود 7 نور انداخت تو چشم هنری درواقع همون بالرینه تو سیزن دوم بود و اون پیرزنه که فاطیما کشتش (اسمش یادم نیست) موقعی که فهمید فاطیما حاملس گفت من 7 تا نوه دارم درحالی که تعداد همون بچه هایی که تبیتا و جید میبیننشون هم 7 تاست (اونجایی که جید رفت تو غار, تعداد بچه هایی که روی سنگ خوابیده بودن 7 تا بود) حرف نمیزنههههه
خودت گفتی دیگه دستت درد نکنه
بنظرم کاراگاه شو
تموم حرفایی ک زدی اصکی و تئوریایی بود ک قبلن شنیده بودمشون
اولی شتتتتتتتتت. نههه واقعا چه جوری ممکن . ولی اینو بدونیم که اون پیر زنه نگفت ۸ تا ؟
اصلا یادم نمیاد
برای این سریال تا صبح تئوری هست
لامصب چقدر دقت کردی من تعداد بچه ها رو یادم رفته بود
بابا ایول داری بخدا
تو یوتیوب تحلیلش هست و راجبش حرف زدن و گویا بازیگرش اون نیست و یکی دیگس فقط شبیهه
امروز میاد؟
ولی یه چیز
خوشم میاد کلا هم خودم تحلیل کنم هم گال بقیه رو بخونم اما نهایت همه این تحلیلا هیچه
هر گوهی هم که سازنده ها میخوان بخورن میخورن کاری هم به تحلیل مردم ندارن اما شما تحلیل کنید جالبه
چرا فصل چهار زیرنویس نداره؟
درسته نداره
باkm player ببین
چرا هیچکس هیچی درباره چیزایی که میدونه نمیگه
بخدا اگه یه کاری بکنن هرکی هر اطلاعاتی داره بده همرو جم کنن خیلی کارا میتونن بکنن
هرکسی یه بخشی از یچیزی رو میدونه ولی به هیچکس نمیگه
چه وضعشه خب
تو این وضعیتتونم میخواین پنهان کنین از هم
یکیش رو من بهت میگم:
راندال همون مرد کت زرده که خودشو تبدیل کرد به دختر….
به نظر من تمام اینا تو یه لوپ گیر افتادن. و واقعا” هر چی جلوتر می ره از سریال DARK دارک تر میشه!!!!!
شما تو زندگی سادۀ خودت هم خیلی چیزارو به پدر مادرت نمیگی بعد میخوای تو چنین شهری هرکی هرچی اتفاق افتاد واسش رو با کل شهر شیر کنه؟ خب لامصب دارن تا جای ممکن شیر میکنن یا با چن نفر یا با همه.
البته علت چنین طرز فکری اینه که شما تو نقش دانای کل دارین به داستان نگاه میکنین و تو نقش تک تک کاراکترا قرار ندارین و دنیارو از دید اونا نمیبینن.
کامنت برتر 10/10
زندگی شخصیتها پیش از ورود به فرام:
۱. بنظرم فاطیما وقتی ایران بوده، بلاگر زایمان بوده (کل دیالوگهاش چسنالههای اینستاگرامه).
۲. بوید روانشناس بوده و همه مریضاش رو با ایتز اوکی و ایزی ایزی رد میکرده میرفتند.
۳. دانا لات قدارهکش بوده (راهزن سر گردنه بوده یا دستکم سر کوچه)
۴. ویکتور نامهبر بوده، نامههای فوقسری ادارات دستش بوده.
۵. سوفیا قاتل مزدور بوده.
۶. جولی بدل ایناروس تو یوزارسیف بوده.
فقط جولی :))))
۷. پسر چینی غاز میچرونده.
۸. کریستی طبق معمول پز دانشجوی پزشکی رو میداده اما تو مراکز درمانی آب حوض میکشیده.
فعلا واقعا یه شاهکاره فقط اگه مزخرف تمومش نکنن
یه تئوری دارم که اگه درست باشه کل سریال از اول جلوی چشممون بوده.
دقت کردین تقریباً همه دارن دنبال اینن که بفهمن شهر چیه، هیولاها چین، مرد زردپوش کیه…
ولی هیچکس درباره مهمترین چیز سریال حرف نمیزنه 🙂
چرا تقریباً هیچکس از گذشته خودش حرف درست و حسابی نمیزنه؟
برگردین فصل اول. ما اسم آدمها رو میدونیم، یه سری خاطره کلی از زندگیشون میدونیم، ولی درباره زندگی واقعی خیلیها اطلاعات عجیبی کم داریم. حتی وقتی درباره گذشته حرف میزنن، انگار تیکههایی از زندگیشون حذف شده.
تئوری من اینه که اینا وارد شهر نشدن.
این شهر وارد ذهن اینا شده.
یعنی هیچکدوم آدمهای واقعی نیستن؛ همهشون خاطرات باقیمونده از یه نفرن.
برای همین بعضی شخصیتها انگار یک ویژگی رو بیش از حد نمایندگی میکنن؛ یکی فقط خشم، یکی فقط امید، یکی فقط گناه، یکی فقط ترس.
و حالا قسمت ترسناک ماجرا!
شاید مرد زردپوش صاحب اون ذهنه.
برای همین هر وقت یکی به جواب نزدیک میشه، اون ظاهر میشه. چون اگه حقیقت رو بفهمن، کل شهر فرو میریزه.
اگه این درست باشه، فرام از اول درباره فرار از یه شهر نبوده.
درباره تلاش یک ذهن شکسته برای یادآوری چیزی بوده که عمداً فراموشش کرده.
خود سازنده گفته همه چی واقعی هستش نه رویا نه خواب نه هیچی دیگه
خیلی جالب بود
نه خوشم اومد داش تو برو کاراگاه شو
اینکه کل اینها رویا یا خواب بوده به نظرم یک مقدار غیر منطقیه و ممکنه باعث عصبانیت طرفداران بشه چون 4 فصل شخصیت سازی کنی و بعد بگن خواب بوده ؟! و در ظمن تئوری تورو نمیشه تکذیب کرد چون هر اتفاقی بیوفته میشه گفت ساخته ذهن هستش و تئوریت درسته
به به
الان قسمت جدید سریال ابر کسشر فرام منتشر میشه
۵۵ دقیقه چس ناله
به به
عجب سریال کسشری
مجبوری نگاه کن عقب مونده کسی به اجبار بهت نگفته ببینی
قطع به یقین مازوخیسم داری . یه روان پزشک حتماً برو
کاش تو زندگیم حمید تاجیک بودم
نهایت دغدغم این بود که ته سریال جولی به کی میده
والا تابیتا کراش تر از جولیه
اره واقعا
بنظرم کارگردان داره دقیقا صحنه سازی میکنه یه زندگی رو توی یه شهری با همه دیالوگ هاش اتفاقا اگه همش قرار بود شبا رو نشون بده که این دیوثا میان اون موقع میشد خیلی مسخره
حالا اینا به کنار یه سریال بود اسمش 1899 بود داستانش خیلی روند کندی داشت ولی باحال بودش چرا کنسل شدش ؟
این سریال تابیتا بنظرم جولی یهو به جید میرسه و میگه چه کاریه گل بزنم میرم ماشروم میزنم اون دوتا میریزن روهم از اونور اون پسره که خیلی کسخله شکست عشقی میخوره میمونه تو کف جولی از لجش میره با سارا بعد یهو وسط کار جولی یادش میوفته شاید لزبین باشم میره با سارا و بازم رندال کیر میشه
در نهایت رندال کیر میشه و میشه همون مرد زرد پوش
تابیتا هم اخرش میره سر وقت عروسکاش یکیشونو خفت میکنه واسه خودش کنار خودش میخابونه تو تخت شبا نوازشش میکنه دیگه هم rememberd نمیکنه بیوجود
ولش حال ندارم تایپ کنم …
مشتی خودت به درک
یزره فکر خانوادت باش
از موتوری جنس نگیر
خانوادت گناه دارن
این فصل هم ۱۰ قسمته؟
پیش بینی دیگه ای نداری ارباب؟
تحلیلت تو حلقم
فقط یچیز اگه ساقی خوب خواستی خبر بده معرفی کنم ای پارکیا خوب نیستن
شوخی کافیه دوستان
فردا اپیزود جدید میاد بیاین به عزیزانی که میخوان کامنت تحلیلی بخونن هم احترام بزاریم
پیشبینی بنده از اتفاقات اپیزود بعدی اینه
ویکتور یه شورت زرد رنگ تو جنگل میبینه و میخواد بشاشه به خودش ولی بوید بهش میگه این شورت منه و منصرفش میکنه
دونا و تابیتا سر اینکه بابای ویکتور کدومشون رو بیشتر دوس داره دعواشون میشه
جولی با کمک رندال بافورش رو تعمیر میکنه
پسر چینیه اعتراف میکنه که ژاپنیه
بوید و بقیه وارد غارها میشن تا استخون ها رو پیدا کنن ولی توسط هیولاها محاصره میشن
تو آخرین لحظه فاطیما موفق میشه رئیس هیولاها رو به کنترل دربیاره و با سخنرانی در مورد مشکلات حاملگیش باعث میشه همه هیولاها تشنج کنن
فاطیما خوشحال میشه و فکر میکنه پیروز شدن ولی متاسفانه متوجه میشه که بوید و بقیه هم تشنج کردن
شاهکار ترین کامنتی که تا الان خونده بودم
حدسم اینه که اگه اینجوری تموم شه از پایان بندی خود نویسنده هم بهتر تموم شده
چه جالب منم همش به این فکر میکنم هنری با تابیتا بالاخره عروسی میکنن :))))
دمت گرم کلی خندیدم
آقا حمید بنازم
خیلی خوب داری میسوزی . فشار بخووور . این سریال مناسب سنت نیست . باب اسفنجی پیشنهاد من به توعه
بهترین و بمب ترین بیننده این سریال حمید تاجیکه من به شخصه فقط میام که حرفاشو بشنوم این روند ک.ری سریال رو راحت هضم کنم حمید اگر خواستی شمارتو بزار روزی یه ساعت باهات حرف بزنم هر کی دیگه افسردگی نمیگیره
دمت گرم
نقد کردن کاملاً حق هر بینندهایه. اینکه بگی ریتم سریال کند شده، بعضی شخصیتها رو دوست نداری، با تصمیمهای نویسنده موافق نیستی یا فکر میکنی بعضی صحنهها بهتر میتونستن نوشته بشن، همه اینها نقد محسوب میشن و اتفاقاً باعث شکل گرفتن بحثهای جالب میشن.
اما چیزی که من زیاد میبینم نقد نیست. اینکه زیر هر پست فقط بنویسی آشغال «خستهکنندهست»، «جمعش کنید» یا درباره بازیگرها و شخصیتها حرفهای توهینآمیز و +۱۸ بزنی، نه کمکی به بحث میکنه و نه نشوندهنده نقده. وقتی به جای صحبت درباره داستان، سرنخها و اتفاقات سریال، بحث به شوخیهای جنسی، توهین و تمسخر کشیده میشه، دیگه از فضای نقد فاصله گرفتیم.
یه چیز دیگه هم که نمیفهمم اینه که وقتی کسی واقعاً از یه سریال لذت نمیبره، با شخصیتها ارتباط نمیگیره و از روند داستان خسته شده، چرا همچنان هر قسمت رو دنبال میکنه؟ من خودم بارها پیش اومده سریالی رو وسط راه کنار گذاشتم چون فهمیدم مناسب سلیقه من نیست. قرار نیست همه از یک اثر خوششون بیاد.
به نظرم جذابیت سریالهای معمایی و رازآلود دقیقاً همینه که مخاطب رو مثل خود شخصیتها سردرگم، کنجکاو و درگیر نگه میدارن. ما هم مثل کاراکترها دنبال جوابیم، سرنخها رو کنار هم میذاریم، تئوری میسازیم و سعی میکنیم معماها رو حل کنیم. برای من جالبتر از هر چیزی اینه که ببینم هر کسی چه برداشتی از اتفاقات داستان داشته و چه سرنخی رو پیدا کرده که شاید من متوجهش نشده باشم.
دوست عزیز بنظر من این بدتره که شما اومدی خود زنی کردی ! و میگی ایرانیا همیشه شکایت میکنن !!!
اتفاقا منم جاهای مختلف رفتم هم یوتیوب هم اینستاگرام پیج اصلی خود فرام و دقیقا یه سریا
از کشور های دیگه از اینکه سریال از روند اصلیش دور شده گلایه کردن ( ودقیقا امتیاز هر قسمت اینو نشون میده ! مثلا
امتیاز قسمت 6 این فصل امتیاز 6.1 گرفته تو سایت imdb!!!! این امتیاز رو که دیگه ایرانیا ندادن که )
روند اصلیش : معمایی هیجانی ترسناک
و خیلیا از اینکه روند فعلی سریال دیالوگ محور شده راضی نیستن
ماهم فن سریالیم و قطعا سریال رو دوست داریم اره منم هیچوقت نگفتم خسته کننده شده
ولی بنظرم منطقی نیس هموطنامون رو بزنیم که شاید یکی نقد کرد یا یه نفر مث حمید تاجیک فقط با شخصیت جولی شوخی کرده) بنظرم منطقی نیس !! نمره هر قسمت نشون دهنده نقد کاربران کشورای مختلف به این سریاله
امیدوارم قسمتای بعدی مخاطب رو بهتر راضی نگهداره
یوتیوب میری تو چنل های آمریکایی و حتی هندی و پاکستانی کامنت هارو میخونی همه دارن تئوری میدن و نظر میدن تا باهم ی معمارو حل کنن من حتی تو چنل یک فرد هندی ندیدم که از روند سریال گلایه کنن .. و ایستراگ هارو ب اشتراک میزارن چیزایی که اصلا شما حتی به ذهنتونم نیومده .. اما چنل های ایرانی فقط دوسدارن بکوبند همو .. و چه خود سریالرو حتی تو کامنت ها همدیگرو هم میکوبند میگن از ماست که بر ماست کلا ایرانی دوسداره شکایت کردنو ایراد گرفتنو و همچنین کوبوندن اینو اونو ولی با اون دسته از کسایی که میگن دوستنداری نبین موافقم با احترام..چرا وقتی سریال واست کسل کننده شده با بازیگرا حال نمیکنی میبینی ؟ هیچ هزینه ای نکردی که داری بابتش زجه میزنی ؟ من خودم به شخصه وقتی سریالی میبینم که معمایی باشه اما مثلا صحنه عاشقانه باشه دراپ میکنم چرا ؟ چون هر فیلمی بنظرم فوکوس کنه رو همون ژانری که هست خیلی بهتر نتیجه میده تا صحنه ها اضافی.. مثل فیلم ترسناک : اگه کمدی باشه که ترسناک نیست دیگه ! شما دیدین بعضی فیلم ها زده کمدی ترسناک از همون اول نمیبینین میگین این اگه ترسناکه پس کمدیش چیه !
خطاب به اونایی که از ژانر معمایی راز آلود توقع صحنه های سکسی دارن!
یک کامنتی اینجا خوندم و عجیب ب دلم نشست گفته بود که این سریال طوری داره با ما بازی میکنه که با کارکتر ها همزاد پنداری میکنیم
دقیقا درست میگفت وقتی از فصل اول نگا میکنی و معما هارو کنار هم میزاری و ب هیچ نتیجه ای نمیرسی کلافه میشی
کارکتر ها هم بنظرم به خوبی دارن اون کلافگی رو نشون میدن ب هم ریختگی ترس وحشت انگار هر قسمتو که میبینم خودم اونجام و با خودم فکر میکنم
من اگه جای اونا بودم چیکار میکردم
اون دوست عزیزی که گفته هنری ی صحنه دید که تو بیمارستانه فلان
وقتی شما هر فیلمو ب قول خودتون رو ۲ ایکس نگا میکنین و پنج دقیقه آخر فیلم واسه همینه که هیچی نمیفهمین از سریال !
بعدشم شکایت و گله میکنین
خب دقیقتر ببینین !
وقتی تو بار صوفیا به هنری گفت شاید همه اینا خواب باشه فلان و خونشو ریخت تو مشروبش یعنی داره باهاش بازی میکنه .. اون صحنه هم ک دید مثلا از کما ب هوش اومده واسه اینکه فکر کنه واقعا کماست مثل ابی بشه
دوست عزیز بنظر من این بدتره که شما اومدی خود زنی کردی ! و میگی ایرانیا همیشه شکایت میکنن !!!
اتفاقا منم جاهای مختلف رفتم هم یوتیوب هم اینستاگرام پیج اصلی خود فرام و دقیقا یه سریا
از کشور های دیگه از اینکه سریال از روند اصلیش دور شده گلایه کردن ( ودقیقا امتیاز هر قسمت اینو نشون میده ! مثلا
امتیاز قسمت 6 این فصل امتیاز 6.1 گرفته تو سایت imdb!!!! این امتیاز رو که دیگه ایرانیا ندادن که )
روند اصلیش : معمایی هیجانی ترسناک
و خیلیا از اینکه روند فعلی سریال دیالوگ محور شده راضی نیستن
ماهم فن سریالیم و قطعا سریال رو دوست داریم اره منم هیچوقت نگفتم خسته کننده شده
ولی بنظرم منطقی نیس هموطنامون رو بزنیم که شاید یکی نقد کرد یا یه نفر مث حمید تاجیک فقط با شخصیت جولی شوخی کرده) بنظرم منطقی نیس !!
نمره هر قسمت نشون دهنده نقد کاربران کشورای مختلف به این سریاله
امیدوارم قسمتای بعدی مخاطب رو بهتر راضی نگهداره
اگه تو دنیای فرام بودم جولی ماری دختر پلیسه دانا چون (م*ی*ل*ف*ه) رو صیغه دائم میکردم .
الخصوص جولی ناموصن سریالو فقط بخاطر اون میبینم قربون همو مواد کشیدنت
سطح ترول به حدی رسیده تشخیصش از جدی بودن خیلی سخته
دانا؟ دهنت سرویس
جولی خشگل نیس اصن
من واقعا سریال فرام رو دوست دارم اما قبول کنیم خیلی دیالوگ محور شده خیلی !! بیاید تعصب رو بذاریم کنار
اصلا شما برو فصل 1 و2 رو ببین سریال از هیجان نمیفته ولی الان چی به قول دوستان هر قسمت یه تایم کمی مفید داره
تازه اونم اگه داشته باشه !!! آقا اصلا میگیم طوری نیس جواب معما رو آروم آروم بدن عیب نداره ولی لاقل هیجان
باید حفظ بشه الان اگه این فصل همه قسمتاش شبیه قسمت 5 بود چقد خفن تر بود
من میگم با آروم بدست اومدن جواب معما اصلا مشکل ندارم میخوام از مسیر سریال لذت ببرم ولی مسیر خیلی بی هیجان و دیالوگ محور شده !
شما شاهکارایی مث بریکینگ بد رو نگا کن خفن شروع شد و اول نسبتا اروم بود اما چنان اوج گرفت و تو اوجم موند
سلام سریال خوب مثل فرام یا مردگان متحرک چی پیشنهاد میدید حوصلم سررفته
dark
Lost
اگ میخوای عین مردگان متحرک درمورد زامبی و این داستانا باشه…
سریال د لست اف اس
فیلم جنگ جهانی زد
فیلم دوندگان هزار تو ک کلا 3 تاست ولی واقعا هر 3 محشرن
فیلم قطار بوسان
معروفن همشون ولی اگ ندیدی ببین حتما
عمیقا دلم میخاد بویدو وقتی میگه هی هی هی لسن تو می رو خفه کنم…
خداوکیلی با تحلیلای حمید تاجیک میشه از فرام یه سریال فوق کمدی دراورد . من که با تحلیلاش واقعا حال میکنم و میخندم و باعث میشه رو مخ بودن سریال هضم بشه(داداش واقعا باحالی XD.).تا اینجا که فقط با هی هی هی بندری میزدیم. اونایی که خیلی جو گرفتتشونو منتظرن یچی خلاف میلشون ببینن تا هیت بدن هم که ایشالا میرن تو لیست شفا. (منتظر تعصبی های عزیز و اعضای کمپین”خب دوس نداری نبین ها”ی فرام هستیم)
یکشنبهها خوبه هم فرام داره هم فرمول یک
داستان خیلی جذاب و گیرایی داره ولی پر از سکانس های دیالوگی، تکراری، به درد نخور و تایم پر کن هست. برای همین موقع تماشا باید یه دستتون روی کیبورد باشه تا دیالوگ های بی دلیلش رو هی بزنید جلو.
احساس میکنم دارم فیلم تراپی میبینم
همش دلداری و چص ناله
یکم هیجان بدید بابا
هی هی لسن تو می و زهرمار
من نمیفمم چرا یه عده انقدر تعصب دارن رو این سریال؟ من از فصل ۳ ولش کردم انقدر که بازیگرا مصنوعی بازی میکردن و در آخر تو قطعی نت ادامش دادم
هر قسمت نهایتا ۵ دقیقه محتوا داره بقیش نوار خالیه من که رو 2x میبینم فقط برا اینکه ببینم تهش چی میشه
فصل ۱ و ۲ واقعا خوب بود حال داد ولی بعدش شروع کردن به دوشیدن ازش تا اینجای کار نمره فصل ۴ به زورررر ۵ باشه خودتون نگاه کنید از اول فصل تا الان ۷ قسمت رفته جلو و هیچیییییی به سریال اضافه نشده رسما هیچی همشا تو ۳۰ دقیقه میشد نشون داد
بعد چهار فصل هر وقت این بوید نیگا دستاشو میاره جلو که بگه هی هی هی هی
میخوام جفتشو بکنم تو کون خودش و طرفدارای سریال که بذاره سریال بره جلو
انقد ریده تو اعصابت که حتی نامکاربریتم دیالوگِ بویده. جررررر =))))))))))
دهنت سرویسسسس
بعضیا یکجوری به کاربر حمید تاجیک میتازند و ازش انتقاد میکنند که انگار اینجا سایت تخصصی نقد فیلم متاکریتیکه یا خودشون منتقد بزرگ راجر ایبرتند!
بابا شل کنید بس کنید قیافه گرفتن و پز آشغال دادنو. همه دنبال سرگرمی هستیم و کاربر تاجیک هم داره شوخی میکنه. خوشت نمیاد نخون اینجا که ملک پدرت نیست تعیین تکلیف میکنی! خلص و تمت
کاربر محترم در واقع الان تو هم داری تعیین و تکلیف میکنی که به کاربر حمید تاجیک کاری نداشته باشن هر چی میگه
ببین اره درست میگی تا حدودی یه نظری میده میره
آقا حالا یک بار دو بار اصلا ده بار وقتی میبینی همش داره چرت میگه اعصاب ادم بهم میریزه
راهکار هم میایید میدید اسمش دیدید نخونید خب باشه نخونید
اگه من خودمم باشم برم چرت و پرت کامنت کنم عادیه مردم شاکی بشن اینجا اسمش رو خودشه همه مردم توش هستن اینکه بیای هر چرتی رو بگی و بعد بگی خب نخون مثل همون نظراتیه که میگن خوشت نمیاد نبین اگه اونو قبول کنید باید اینم قبول کنید.
خلاصه گفتم مسئله رو باز کنم بازم اون شخص هم حالا یچی گفته زیاد جدی نگیریم و به گفته شما سرگرمیه بزرگش نکنید
از نویسنده ی محترم و خوب سریال تقاضا دارم
کصکش اینقدر سناریوی تخمی و کصشر نریز وسط سریال چهارفصله همه کصمغزن یکی ام که یه ذره بفهمه جریان چیه یا بگا میره یا میره برا قسمت بعد اینقده سریالو طولش میدی اخرش میخوان تخمی سر وتهشو هم بیاری می رینی به طرفدارا دو آتیشتا.
دیدی یه صحنه پدر ویکتور توی قسمت 7 داخل بار یه لحظه خودش رو تو بیمارستان دید بعد برگشت؟
باور کن آخرش رو عین سریال alice in borderland با بیان اینکه اینا همشون تو کما یا برزخ بودن بدون ارایه هیچ پاسخ منطقی ای ماست مالی میکنن.
این توهمی که اون دختره بهش داد که فکر کن تو کما هست و داره خواب میبینه
برای هین شروع میکنه به کشتن بقیه که از کما خارج بشه
اصا همینم میشه اخرش همشون بگا میرن چیزی درست نمیشه
از ادمین محترم تقاضا دارم که لطفا کاربر«حمید تاجیک» رو بن کنه .
اون موقع که عقل رو تقسیم میکردن ایشون در صف توالت بوده
اگه عشق به جولی جرم محسوب میشه بن که هیچی اعدام هم نمیتونه تاوان گناهم باشه
حمید دادا ناموسا به هوش مصنوعی بگو یه کلیپ +۱۸ فوق اروتیک از جولی واست درست کنه ، جنگم هست یهو آرزو به دل میری
بیاید یه تریک یادتون بدم:
هر قسمت که میاد ۴۵ دقیقه اولشو نبینید.
فقط ۵ دیقه آخرش رو ببینید چون اونجا یچیزی الکی نشون میدن که قسمت بعدم ببینید.
۴۵ دیقه اولش فقط «قربونت برم» «فدات بشم نترس» و « تقصیر تو نیست ما باید قوی باشیم» میگن فقط.
سیدنی سویینی و انا د ارماس سگت بانو هانا چرامی بهترین تاریخ
سیدنی سویینی و انا د ارماس سگت بانو هانا چرامی(جولی)
جولی خیلی خوبه
کمال زیبایی
جمال بسری
دلی مهربان
صورتی ماچ کردنی
دختر خیلی میخوامد
ببینید چه خوشتون بیاد چه بدتون بیاد تمامی اتفاقای مهم و دیالوگ های مهم هر قسمت نهایتش تو 20 دقیقه خلاصه میشه یعنی هر قسمت به جای اینکه 50 دقیقه باشه و نیم ساعتش رو واسه کش دادن و چاپیدن شبکه و بیننده پر کرده باشه میتونست 20 دقیقه باشه و به بیانی دیگه کل اتفاقایی که از فصل اول تا چهارم رخ داد و میتونستن تو دو فصل رکورد کنن.و اینه مشکلی که اکثر منتقدای این سریال پر ظرفیت توش اتفاق نظر دارن
یکی میگه اخرای نمیدونم فصل 2 یا 1 بود یه برج رادیویی ساختن بعدش کی بود که جیم رو تهدید کرد؟
مرد زردپوش دیگه بهش گفت حودش
معلوم نیست هنوز! دو حالت داره یا یسریا این چرخه رو ساختن و میشینن این بدبختا رونگاه میکنن یا اون نیروی تاریک اونجابود که باصدای یک ادم باهاش حرف زد و تهدیدش کرد یکی نوشته مرد زردپوش اونم یک جزئی عزاون نیروی تاریکی هستش افریده ی اونه
آخه چرا نمی فهمید
این سریال آخرین شانس ما واسه دیدن صحنه های زیبا و عاشقانه از بانو جولیه
وقتی این سریال تموم بشه بازیگرای این سریال رو ایرج ملکی هم گردن نمیگیره
همشون عین بز به دوربین زل میزنن و دیالوگ هاشون رو تکرار میکنن
بلایی که بازیگرای این سریال سر هنر بازیگری آوردن رو ماکان بند سر هنر موسیقی نیاورد
وای باز این زر زد
داداش تو بن نمیشی نه؟
احمق روانی میخوای واست چیکار کنن بیان برقصن؟ اتفاقا اینقدر تابیتا و ویکتور و بوید و همممشون اینقدر قشنگ حس ترس و وحشت و نا امیدی رو منتقل میکنن واقعا ادم کرک و پرش میریزه
ماریل هم همینطور هم گریه هاش هم وحشت زدگیش این حجم از ترس رو منتقل کردن به مخاطب اصلااا کار هرکسی نیست!
تو واقعا یه لول دیگه از احمق بودنی
یه جوری ناراحت شدی انگار کارگردان و مدیر پشت صحنه ایی , رها کن عزیز
بهرحال کامنت یعنی نقد یعنی نظر اصلا از این به بعد اول اسما رو بخون هر کدوم تاجیک نداشت کامنت ذشم بخون ، اون وقت دوست داشتی لایک کن یا دیس سخت میگیرید دوستان سخت … اینقدر سریال خودش به اندازه کافی رو مخ هست
فیلم تومدیای عزیز میشه نظرات اینو تایید نکنی ؟؟؟
لطفااااا
لاقل کمتر تراوشات ذهنیش رو بریزه بیرون
مررررسی
خدارو شکر بازیگرا کامنت های تو رو نمیخونن
امیدوارم سریال زود تموم بشه شاید دوستان هیتر به آرامش برسن
دروغ گفتم ایشالا چهارصد قسمت همینطور ادامه داشته باشه :))
سلام ، بچه ها طرح اینترنت شبانه ایرانسل برداشته شما برای شماهم !!!!!!!!!!!!!!!
از قسمت پیشنهاد ها فعال کن ،شبانه اونجا هست
دارک با اونهمه پیچیدگیش تو سه فصل کارو در آورد امیدوارم حداقل تا آخره این فصل لعنتی به یک جواب برسن