
The Rainmaker 2025
قسمت 3 فصل 2
مشکل دانلود
مشکل دانلود بزودی حل خواهد شد
2 ماه پیشعضویت
برای استفاده از امکانات عضو شوید!
6 ماه پیش



ماده تاریک؛ سریالی علمی تخیلی بر اساس رمانی به همین نام با بازی جوئل اجرتون و جنیفر کانلی است. در پی یک آدمربایی مرموز، مردی خود را در دنیایی موازی، تجربهای جایگزین از زندگیاش، گرفتار میبیند. او در این بستر واقعیتگریز، در میان مسیرهای پیموده نشده و زندگیهای زیسته نشده خویش، سفری طاقتفرسا را آغاز میکند. هدف نهایی او، بازگشت به آغوش خانواده حقیقیاش و نجات آنها از هولناکترین دشمن ممکن یعنی نسخه دیگری از خود او.
دوبله فارسی سریال ماده تاریک
...
عوامل دوبله ساندفیلم (قرار گرفته روی سریال – پیشفرض)
مدیر دوبلاژ : وحید منوچهری
صدابردار و باند و میکس : محمد مصطفی زاده
گویندگان : شروین قطعه ای (جوئل اجرتون / جیسون) ، افسانه پوستی (جنیفر کانلی / دنیلا) ، نسرین کوچک خانی (آلیس براگا / آماندا) ، افشین زی نوری (جیمی سیمپسون / رایان) ، مجتبی فتح الهی (اوکس فگلی / چارلی) ، فاطمه صبا (آماندا بروگل / بلر کاپلان) ، وحید منوچهری (دایو اوکینی / لیتن) ، نغمه عزیزی پور ، زهره اسدی ، محمد بهاریان ، امیررضا قلی نژاد
دوبله شده در استودیو ساندفیلم
پخش از فیلیمو
...
عوامل دوبله رنگین کمان سخن (قرار گرفته روی سریال – دوبله دوم)
مدیر دوبلاژ : مجید صیادی
مترجم : سیاوش شهبازی
صدابردار : علی مطلق
گویندگان : شروین قطعه ای (جوئل اجرتون / جیسون) ، فریبا رمضان پور (جنیفر کانلی / دنیلا) ، کتایون اعظمی (آلیس براگا / آماندا) ، محمدرضا رادمهر (جیمی سیمپسون / رایان) ، مهدیار زمانیفر (اوکس فگلی / چارلی) ، فاطمه صبا (آماندا بروگل / بلر کاپلان) ، محمد علی جان پناه (دایو اوکینی / لیتن) ، سارا گرجی ، سعید داننده ، علیرضا محسنی ، سارا گرجی ، زهرا سلیمی
دوبله شده در استودیو رنگین کمان سخن
پخش از گپ فیلم
باکس دانلود
پخش آنلاین ۱ تنها با مرورگر کروم Chrome امکان پذیر است.
پخش آنلاین ۲ با نصب پلیر KMPlayer امکان پذیر است.
خطای 503: هنگام دانلود حتما فیلترشکن را خاموش نمایید.
زیرنویس فارسی چسبیده بدون حذفیات
دوبله فارسی بدون حذفیات (دو زبانه)
دوبله فارسی بدون حذفیات (دو زبانه)
زیرنویس فارسی چسبیده بدون حذفیات
نظر تو چیه؟
واسه ارسال نظر وارد شو یا ثبتنام کن
قسمت اخر یک تایمیش ادرنالین خالص شد…
چارلی یخورده عواقب کارش رو نگاه نکرده با این کارش کلی چارلی های دیگه بیچاره کرده احتمالا فصل سوم چارلی های بیشتر ببینم تا جیسون جرر
فقط بیاید امیدوار باشیم اپن اندینگ نباشه
مکعب تو سریال نماد کعبه و اسلام هست اگر دقت کنید تو این فصل قسمت آخر مکعب رو غیر فعال کردن یعنی پرونده اسلام بسته شد ولی از اونور دستگاه جدیدی که ساخته شد هرمی شکل بود و تمام سازه های هرمی تو دنیا ردپای شیاطین توش هست و یجورایی نماد شیطان هست و دقت کنید تو قسمت آخر هرم فعال شد و مطمئن باشید در فصل بعد موجودات فضایی و سیارات دیگه هم پاش به سریال باز میشه
برادر چی مصرف میکنی خدایی
نظرمو گفتم میتونی قبول نکنی ولی ردپای اجنه تو سریال باز میشه . خواهیم دید
دمت گرم.. منم از همین جنسی که مصرف کردی میخوام
بزنی اوردز میکنی بلبل
چرت ترین کامنتی که توی این سایت وجود داره دمت گرم عجب مزخرفی گفتی
دنیا پر از مزخرفه ، یکیش به ما نمیرسه . البته ردپای اجنه تو سریال باز میشه
سلام و خسته نباشید.
لطفا دوبله ۲ قسمت آخر رو هرچه زودتر قرار بدید .
خیلی ممنونم از سایت و کانال خوبتون.
خدای من عجب بولشتی بود سیزن ۲
ولی قبول دارید تنها آدم جذاب این سریال با اختلاف آماندا بود ؟؟؟
نه
کلا آدم جذاب نداشت
کسی خبر داره فصل سوم ساخته میشه نمیشه؟ اگه ساخته شده کی پخش میشه؟؟
واسه فصل دوم ۲ سال صبر کردیم اینم نشه ۲ سال دیگه؟
فصل سوم داره؟؟!
فکر کن نداشته باشه…اون چارلی بیچاره و مامانش الان دقیقا چی میشن این وسط؟!…باخودش میگه رفتم داشمو پیدا کنم، خودمو مامانمم گم کردم!
فصل اول بد نبود،موضوع هم تقریبا جدید بود،ولی اواخر فصل اول و فصل دوم وارد یه فازی شدن که مطمئنم خود کارگردان هم نمیدونه چطوری بیاد بیرون ازش و تمومش کنه،تخیل از یه جایی به بعد یه پیشوند تخ…می بهش اضافه شد، به معنای واقعی موندن توش
قسمت 10، پر محتوا، هیجانی، عالی ، زیبا
حیف فقط همین فصل باید تموم میشد، میترسم فصل بعدی خراب کنن سریالو
چرا اینجوری تموم شد؟!فصل سوم هم داره یا معلوم نیست؟
معلوم بود ک فصل سوم داره !
ولی گیجمون کردن با این جیسونا.
درسته سریال علمی تخیلی و منطق اونم تخیلیه، ولی بی منطق ترین موضوع این سریال تا الان همین پذیریش سریع موضوع توسط همزاد ها(کپی ها) توی بقیه جهان هاست، این حجم از پذیرش غیر منطقیه. یعنی دوتا همزاد هم رو توی یک جهان میبینن و سریع میشینن یه قهوه میخورن بدون هیچ مورد خاصی! طرف پدرش میبینه بهش میگه من اون نیستم که تو فکر میکنی باباشم میگه فدا سرت! این موضوع خیلی رو اعصاب من بوده تا الان
آره واقعا من میخواستم واکنششون رو ببینم ولی هیچ…
ادمین ما دکستر می خواهیم یالا …
واقعا قسمت ده عصبیم کرد دنیلا و چارلی انگار رفتن تفریح خاله بازیشون گرفته
مخصوصا اون لحظهای ک چارلی میخواست دارو بزنه الکی لفتش میداد
چقدر حرص می خوردم…
فقط میتونم بگم امیدوارم برای فصل سوم تمدید نشه یا ساخته نشه
سعید خود آزاری داری؟
خو از کجا میفهمیدن یهو هم کشف کردن چطوری مکعبو بفاک بدن هم قصد کردن هم انجامش دادن :)))
نتیجه از تمام داده ها : زندگی همین قدر بی رحمه تصمیمات ما هم رو خودمون هم بقیه تاثیری میذاره ک از کنترل ما خارجه
خب خبر نداشتن که قراره اینطوری بشه
قسمت 9 فصل دوم اخرین قسمت هستش ؟؟
من میخوام تازه شروع کنم ب دیدن و همیشه عادت دارم بمونم تا همه قسمت ها بیان و یکجا ببینم .
الان فصل یک و دو تکیمل شده یا هنوز فصل دو ادامه داره ؟
سلام ، فصل دوم ۱۰ قسمت هست ، فکر کنم دو روز دیگه میاد قسمت آخرش
ده قسمته فصل دوم
قسمت 10 اخرین قسمتشه دیگه.
خیر ۱۰ قسمته
هر سریالی می بینم زیرنویس یه سری قسمتاش بالا نمیاد همیشه هم قسمتای اخره خیلی ضدحاله
مشکل چیه برای بقیه هم همینه؟
این یک نقد دوستانه است؛ از دوستان خواهش میکنم یادشان باشد منتقد همیشه هست و آزادانه نظرش را میگوید. پس مهربان باشید.
سریال «ماده تاریک» را دیدم و باید بگویم ایدهاش واقعاً جذاب است. سفر میان جهانها همیشه مخاطب زیادی داشته و دارد. اما نویسنده دچار ایرادهایی شده که در میان نویسندگان باتجربه و حرفهای کمتر دیده میشود. انگار این داستان را کسی نوشته که بیشتر به بازار فکر میکرده تا به ساختار روایت.
یک نکته را هم صریح بگویم: وقت من برای این نقد محدود است و چون بابتش دستمزدی نمیگیرم، نمیتوانم بیش از حد روی آن وقت بگذارم. پس این نقد، نگاهی سریع ولی صادقانه است.
فیلمنامه: شروع خوب، مسیر لغزنده
از نظر فیلمنامه، داستان در ظاهر روایت خوبی دارد و جذاب هم هست. مشکل از جایی شروع میشود که به سراغ جهانهای موازی میرویم.
جهانهای موازی موضوعی است با نظریههای بسیار پیچیده و متنوع. نمیشود در یک فیلمنامه از همهی آنها، یا حتی بخشیشان، بهطور سرسری استفاده کرد و انتظار داشت داستانی منسجم بیرون بیاید. نتیجه معمولاً داستانی کلیشهای و ناامیدکننده است.
داستان تا جایی که شخصیت اصلی هنوز وارد جهانهای دیگر نشده بود، خوب و قابل قبول پیش میرفت. اما وقتی او ناگهان به سفر میان جهانها میپردازد، با یک سری «قوانین» روبهرو میشویم: مثلاً باید ذهنت را خالی کنی و فقط به مقصد فکر کنی. بله، درست شنیدید؛ اینها «قانون» نامیده میشوند.
قانوننویسی در داستان
اینجا باید کمی دربارهی قانون صحبت کنیم. نویسنده فقط مسئول نوشتن داستانی خوب با دلایل علمی نیست؛ باید چارچوب هم بسازد و قوانین سختگیرانه بنویسد. آنقدر سختگیرانه که حتی اگر از واقعیت علمی فاصله بگیرد، باز هم در درون داستان نظم، چرایی و پیچیدگی درست و روایتی قدرتمند ایجاد کند. قانون خوب یعنی قیدی که شخصیتها نتوانند هر وقت خواستند از آن عبور کنند.
البته میدانم چنین کاری زمان و انرژی زیادی میطلبد و تحقیق میخواهد. من هم دربارهی فیزیک کوانتوم و جهانهای موازی تحقیق نکردهام و اطلاعات تخصصی ندارم؛ اما همینجا میتوانم چند قانون ساده بنویسم تا نشان بدهم موضوع چقدر سادهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
این بخش از نقد خودش یک کلاس کوتاه داستاننویسی است؛ برای نویسندگان تازهکار و کهنهکار.
سه قانون پیشنهادی برای دنیای کوانتومی
قانون اول: جهانها نباید بینهایت باشند.
تعداد جهانهای درهمتنیدهی انسانی نباید بینهایت یا بیحساب باشد. منظورم این است که وقتی صدها «جیسون» با زندگی یکسان و ظاهر مشابه وارد جهان جیسون اصلی میشوند، ارزش داستانی هر کدام از بین میرود. (اگر هم این جیسونها دقیقاً کپی شخصیت اصلی نباشند، سریال به این تفاوتها کم پرداخته و بیننده ممکن است برداشت کاملاً اشتباهی پیدا کند.) وقتی جیسونی که مکعب را ساخته فقط یک نفر است و جیسونهایی که دزدیده میشوند هزاران نفرند، داستان لوس و بیاهمیت میشود.
قانون دوم: ساخت مکعب باید محدود باشد.
چرا مکعبی که در یک جهان با سختی ساخته شده، در جهان دیگر هم ناگهان و بیدلیل ساخته شده است؟ این کار منطق ندارد. یا باید ساخت مکعب محدود باشد، یا سفر و پرش میان جهانها از راه دیگری انجام شود. وقتی چنین محدودیتی نیست، جهان داستان ساده و بیعمق میشود و نویسنده بهراحتی از زیر بار پرداختن به آن شانه خالی میکند؛ هر وقت شخصیتها به بنبست رسیدند، آنها را وارد مکعب میکند و با خیال راحت جابهجایشان میکند.
قانون سوم: سفر باید هزینه داشته باشد.
اگر عبور از یک جهان به جهان دیگر فقط به «ذهن خالی» و فکر کردن به مقصد نیاز دارد، پس سفر هیچ بهایی ندارد. نه خطری دارد، نه مهارتی میخواهد، نه محدودیتی. وقتی قهرمان داستان بدون پرداخت هیچ تاوانی میتواند به هر جهانی برود، تعلیق از بین میرود، چون بیننده میداند هر گرهی با یک پرش باز میشود. در داستانهای خوب، قدرت همیشه با بها همراه است: یا چیزی را از دست میدهی، یا خطر میکنی، یا باید چیزی را قربانی کنی. هر چه سفر ارزانتر باشد، انتخابهای شخصیت بیوزنتر میشود و فقط به یک دکمه شبیه میشود.
جمعبندی
«ماده تاریک» ایدهای دارد که میتوانست یکی از ماندگارترین داستانهای علمیتخیلی این سالها باشد. شروعش خوب است و فضای کلیاش مخاطب را درگیر میکند. اما داستان در جایی که باید قوانین جهانش را محکم میکرد، به راهحلهای ساده و راحت پناه برد. نتیجه اثری است که تماشایی است، ولی کامل نیست.
نکتهای که از این نقد میخواهم بماند این است: در داستانهای تخیلی، قانونها هستند که جهان را باورپذیر میکنند، نه علم. جهان داستان لازم نیست با فیزیک واقعی بخواند، اما باید با خودش بخواند. سه چیز کافی بود: تعداد جهانها محدود باشد، ساخت مکعب دلیل و محدودیت داشته باشد، و سفر هزینهای داشته باشد که شخصیتها را در برابر انتخابهای واقعی قرار بدهد.
با این حال، سریال را برای ایدهاش دوست داشتم و فکر میکنم ارزش دیدن دارد. فقط امیدوارم نویسندهها دفعهی بعد، پیش از آنکه قهرمان را به سفر بفرستند، اول قانونهای راه را بنویسند.
نظر شما چیست؟ موافقید یا مخالف؟ منتظر شنیدن نظرتان هستم، البته مهربانانه.
بله موافقم
سریالیه که امتیازش میتونست به بالای ۸.۵ برسه و یکی از سریالای ماندگار مثل سریال دارک بشه ، ایده و داستان سریال بسیارر زیباس از نظر من بنظر من تو ژانر دارم واقعااا خیلی خوب کار کرده مخصوصا تو فصل دوم ولی جاهای هیجانی و دیگه سریال عالی نیس یعنی میتونست عالی بشه ، جای کار داره بنظرم در حد سریال لوکی عه منم اون سریال با اینکه دوست داشتم نقد هایی هم بهش داشتم اینم همینطوره
البته خب اگه پرفکت بودن امتیازشون بالای ۸.۵ میشد دیگه
ولی دیدن سریالش خالی از لطف نیس ادم رو به فکر فرو میبره حتی فصل دوم
خیلی ممنون بابت پاسخ. من خیلی موشکافی نکردم ولی امتیازش به نظر زیادی بالاست….
ژانر درام ، اشتباه نوشتم
واقعا دوست دارم بدونم اینا میرن تو فصل یک جاهای مختلف پول رستورانایی که میرنو چجوری میدن
این قسمت خیلی نکته داشت،خیلیم جالب بود.
احتمالاهممون باصحنهای که چارلی مکس رو بغل کرد گریمون گرفت..
ینی واقعامیشه باهرتصمیمی یک جهان بوجود بیاد؟۸میلیارد ادم داریم تصور کن چندتا جهان وجود داره؟؟؟
این فقط یه نظریه اس ولی واقعا قابل تامله خیلی ،باعث میشه بیشتر به تصمیم هامون فکر کنیم
اتفاقا برعکس اگه بینهایت من وجود داشته باشه دیگه چه اهمیتی داره . میتونم هم قاتل باشم هم مقتول و هر کدوم نباشم یک من دیگه اون خواهد بود پس فرقی نمیکنه چه تصمیمی بگیرم.
سلام
فصل دوم هم نه قسمت بود و تموم شد؟
قسمت دهم و آخر سه روز دیگه پخش میشه
این موضوع جهان های موازی خیلی باهاش فیلم و سریال می سازند و یکیش این
ولی فک نکنم از لحاظ علمی به اون شکل وجود داشته باشه
این درست هست که رفتار ذرات کوانتومی می تونند یک جورایی این فرضیه جهان های موازی رو منطقی جلوه بدن . ولی آخه اون ذره کوانتومی هست اصلا با منطق جهان فیزیکی دارای جرم و چگالی ما همخوانی نداره .
اگر اشتباه نکنم زمان برای این ذرات کوانتوم وجود نداره و در قلمروی کوانتوم بی زمانی حاکم هست .
اصلا انقد فرضیه های مختلف تو فیزیک کوانتوم وجود داره نمیشه هچکدوم 100 درصد حتی از لحاظ علمی ثابت کرد. اما فیلمای علمی تخیلی از اسمش معلومه. یک منطق حالا خودشاخته رو میان به تصویر میشکن که منطق نویسندس.
دوستان سلام
فصل یک و دو از هم جداس یا ادامه همه؟
سلام
ادامه ست
سلام دوستم، ادامه و مرتبطه
اپیزود 9 بهترین قسمت این سیزن بود تا اینجا , شاهکار
چرا قسمت نه تکراریه
فصل دو قراره چند قسمت باشه ؟
فصل اول جذاب تر بود و بهتر ، فصل دوم نه ، خسته کننده
منک رفتم فضا
خدایا قسمت ۹ عالی بود پرفکت بود وای
فصل یک فوق العاده قدرتمند بود بخاطر داستان و ایده ای که داشت، فصل دو بازی ها خوب فیلم صدا نور جلوه های ویژه خوب اما داستان و ایده نداره و این باعث شده خسته کننده باشه، فقط دور خودشون می چرخن و خط داستانی بی خوده، هر 4 قسمت رو میشه تو یک قسمت نشون داد باز هم داستان 4 قسمت یکجا انقدر قوی نیست و کشش نداره مثل فصل یک
نه اتفاقا فصل 1 ساده تر و مهیج تر بود ولی داشتان فصل 2 هم قویه. فقط چون پیچیده تر مبسه تو فصل 2 اکثرا نمیفهمن و گیج میشن. در نهایت میگن داشتان بده
موافقم فصل دوهم دوس داشتم
فصل دوم داستان داره اما کل داستان فصل دوم تو 3 قسمت خلاصه میشه بقیش آب بندیه و اصلا پیچیده نیست و ژانرو انگار کامل عوض کرده و از ژانر علمی تخیلی و ماجراجویی وارد ژانر خانوادگی شده ( نویسنده سریال خوب ژانر خانوادگی باید به روانشناسی مسلط باشه و بتونه به مسائل و مشکلات خانوادگی موجود در روابط و خانواده های امروزی بپردازه اما فصل دوم حتی انقدر تو روانشناسی هم قوی نیست که درکی از مشکلات روابط خانوادگی داشته باشه واسه همین مشکلات خیالی می آفرینه و با روشهای غیر روانشناسی و خیالی می خواد حلشون کنه واسه همین حتی تو ژانر خانوادگی هم موفق نبوده )
درود چرا فصل دو قسمت ۸ نفهمیدم جیسون کدوم جیسون
خیلی گیج شدم
این یه جیسونیه که زندگیش کاملا مثل جیسون خودمون بوده فقط و فقط فرقش اینه که این جیسون قسمت ۸ نتونست برگرده خونه به جاش به اماندا علاقه متد شد و با اون زندگی شروع کرد
منم اول فکرکردم اون همون جیسون اولیه که در تلاش بوده برگرده پیش زن و بچش و درواقع هیچوقت نتونسته برگرده و فکرکنم درواقع نسخهای از جیسون دیگهای هست که میخواسته برگرده و موفق نشده چون خودشم میگه رفتم دنیاهای دیگه رو دیدم همشون شبیهن ولی دنیای من نیستن،اما بازم شک دارم. اما سوال اصلیم اینه که اون آماندایی که با جیسون قسمت 8 باهم مونده بودن اونجا، با اون آماندایی که همراه برایان داره فرارمیکنه و زخمی شده بود چه فرقی دارن؟ چون جفتشون یک جیسون مهربون میشناسن و یک جیسون بد.
خیلی خلاصه بهت بگم.طبق تعریف این فیلم هر تصمیم ما یه دنیا و یه نسخه دیگه ای از ما میسازه.مثلا جیسون بد تصمیم کرفت پروژه علمی پیش ببره جیسون خوب تصمیم کرفت با خانوادش باشه، اون نقطه تصمیم دوتا جیسسون بدنیا اومد خوبه و بده. و همینم وقتی بین دنیا ها سفر کردن اتفاق افتاد هر بار که تصمیم میگرفتن یه عالمه نسخه از جیسون مهربون ساخته شد . که دیدیم یکیش رفت با مامانش ژندگی کرد یکی رفت با اماندا. اما سریال داستان اون جیسونی رو روایت میکنه که به دنیلا رسید و ….
بخوام از لحاظ خود نظریه عدم قطعیت بگم تعریف کوتاهش این میشه که هر چیزی که امکان داشته باشه اتفاق میفته. یعنی بی نهایت دنیا وجود داره که موازی هم حرکت میکنن اما بعضی از این دنیا ها به هم نزدیک ترند. مثلا دو تا دنیا وجود دارند که همه اشخاص و همچنین موجودات زنده و غیر زنده دقیقا امکان اتفاقشون مثل هم هست و از یک زمان خاص بدلیل یک یا چند تفاوت امکان، مثل یه جابجایی سلول نورون مغزی یه شخص مثل جیسون که باعث شده تصمیم متفاوت تری نسبت به هم داشته باشند، یا نه، حرکت متفاوت باد، یا نه عدد متفاوت یک تاس در یک بازی، باعث میشه این دو تا دنیا بوجود بیان. دو تا دنیایی که به خاطر یک تفاوت جزئی مستقلا بجود میان اما به هم نزدیک اند. حالا اگه یک دنیای خیلی دور تر در نظر بگیریم ممکنه دنیایی باشه که در اون گونه انسان منقرض شده یا اصلا همچین گونه ای تکامل نیافته و بوجود نیومده باشه یا هرررر دنیایی که امکان بوجود اومدنش باشه. حالا نکته مهم چیه؟ اگر امکان بوجود اومدن همچین جعبه ای با این تکنولوژی سفر وجود داشته باشه، ممکنه در هر زمانی از وقتی موجود هوشمندی بوجود اومده، ساخته شده باشه و سفر در اون شروع شده باشه. در این صورت همه دنیا ها باید داخل یک هرج و مرج عظیم باشند چون امکان سفر کردن تک تک موجودات هوشمند مثل انسان با این ماشین سفر بوجود میاد. حالا اگه از سریال خارج بشیم و به دنیای واقعی نگاه کنیم میبینیم که همچین هرج و مرجی نیست و این ینی دو تا احتمال:
یک)امکان بوجود اومدن همچین باکسی وجود ندارد
دو)این نظریه چند جهانی از مشتقات نظریه عدم قطعیت به کل رد میشود
جالب نبود؟
کلا این چند جهانی و دنیاهای موازی در هیچ استدلال منطقی و فلسفی نمیگنجه و امکان وجود واقعیش صفر هستش
یه نکته قابل تأمل برا درکش:
مثلاً یه تصمیم در همین لحظه گرفته میشه که قرار بود تا چند لحظه قبل تصمیم بر این نباشه، پس در این لحظه بخاطر همین دوتا انتخاب در تصمیمگیری یه دنیای جدید خلق شد؟؟
امکان بوجود اومدن و خلق شدن یک دنیا بخاطر این چیزا کاملاً مسخره و خندهداره
پس این نظریه چندجهانی کلا مسخرهس و میشه بهش گفت افسانهی معاصر و باهاش یکم صرفاً سرگرم شد
لایکت کردم ولی باید دیدگاهتکوانتومی باشه!(: یعنی این دنیا هم هست هم نیست درمورد دوگانگی رفتار نور تحقیق کن همینطور الکترون،الکترون ها داخل اتم هاهستن باقی شو باید خودت بفهمی
اولا نمیشه قطع یا رد کرد. اما طبق نظریات ممکنه و احتمالیه. دوما این که تصمیمای متفاوت دنیای متفاوت میسازه این منطق فیلمه. از لحاظ علمی میشه گفت : بی نهایت دنیا وجود داره و فقط ما به خاطر تصمیمایی که گرفتیم تو یکیش زندگی میکنیم. خلاصه بگم کل دنیاهای موازی بینهایت شاخه های درخت تصور کن که همیشه همشون وجود داشتن و با تصمیم تو دنیای جدیدی ساخته نمیشه فقط توی یکی از بینهایت احتمالات زندگی میکنی.
فقط اومدم بگم ممنون فیلم تو مدیا:)
توی این سریال فقط جیسونهای دو تا دنیا رو میبینیم. جیسون دانشمند مجردی که مکعب رو ساخت و جیسون معلم متاهلی که دزدیده میشه. جیسونی که مکعب رو ساخت تقریبن هرجایی وارد میشه بلافاصله معرفی هم میشه به مخاطب. یا توسط خودش، یا توسط دیگری.
تمام جیسونهای دیگهای که میبینیم جیسونیان که دزدیده شدن و تا پیش از ورود به مکعب زندگی و خاطرات و هویت مشترکی داشتن. توی مکعب و با هر تصمیم، جیسون جدیدی به وجود میاد که از اینها عدهای هیچوقت به خونه نمیرسن و هرکدوم سرنوشتی پیدا میکنن که توی سریال با بعضیهاشون برخورد میکنیم.
از اونهایی که سرانجام به خونه میرسن دنیلا، زن جیسون، یکیشون رو انتخاب میکنه و جیسونهای دیگه (که تا پیش از ورود به جعبه دقیقن خود جیسون انتخابشده بودن و با اون زن و اون بچه داشتن زندگی میکردن) به این انتخاب احترام میذارن، اکثرشون. و اونهایی که نمیتونن بپذیرن که وقتی بعد از این همه تلاش بالاخره تونستن به خونه برگردن و زن و فرزندشون رو پیدا کنن حالا رهاش کنن و برن، دست از دنبال کردنشون برنمیدارن و همین باعث میشه دنیلا چارلی و جیسونِ انتخاب شده مدام مجبور به تغییر دنیا و محل زندگی باشن.
پس جیسونهای باقی دنیاها چی؟ دارن زندگیشون رو میکنن، فقط به نمایش در نمیان. (مثلن عکسهای یکیشون توسط کارآگاه خصوصی گرفته شد.)
آشغال به تمام معنا
باورم نمیشه/:
در جوابت باید بگم که
نه ، همه جیسون هایی که وارد دنیای اولین جیسون شدن همون جیسون اولیه هستن
منتها به گفته خود جیسون
این جیسون ها از احتمال تصمیمات مختلفی که تو جعبه ممکن بوده بگیره به وجود اومدن متوجه ای؟(درواقع به نظر من تو جعبه جیسون و اماندا وارد هر دنیایی میشدن درواقع ی کپی از خودشون میساختن) پس در نتیجه هم چندین نسخه از جسیون دنیای اول به وجود اومد هم چندین نسخه اماندا به وجود اومده.
دوستان فصل دوم داره اینو میگه که این تنیدگی اتمها تو وجود ما باعث میشه به سمت آدمهای خاصی کشش داشته باشیم و در زندگی اونا رو پیدا کنیم و یا اونا ما رو پیدا کنند و جعبه هم داره این تنیدگی رو رعایت میکنه
کیفیت کار به تداوم و پشتکار بستگی دارد ، که ادمین به خوبی آن را داشته ، سپاس از فیلم2مدیا ، برقرار باشید.
فصل اول عالیه
فصل دومش رو به آب بستن قسمت یکو دوش کمی خوبه ۶هم خوبه
دوستان یادشون میره مثکه قضیه اینقدر بزرگه به چنتا چیز ساده مختص نمیشه .. همیشه همه چی به همه چی بستگی داره و این سریال داره میگه که اگه … اگه بشر به همچین جایی برسه ممکنه چی بشه … مهم نیست کل قضیه رو اگه میفهمین یا نه .. مهم بیشتر اون نکته های ریزن
نظرات رو که خوندم فهمیدم که ما همگی فهمیدیم که یه چیزایی رو نمیفهمیم و با این حال تلاش میکنیم بفهمیم و این قابل ستایشه ، تو این جور موضوعات معمولا خود کارگردان هم نمیفهمه و میاد این نفهمیدن رو با بقیه قسمت میکنه ، خلاصه رفقا تو این سریال دنبال فهمیدن نباشید دنبال نفهمیدن باشید ، به امید فهمیدن
من یه سوال دارم
اصولا به ازای هر جیسون باید یه دنیایی باشه.
ینی همه جیسونا جمع شدن اشتباهی اومدن دنیای جیسون ما؟
یا یه سری جیسون بدون دنیا تولید شده تو جعبه
فصل اول میگه که جیسون ها از دنیاهای دیگه اومدن
هر جیسون از یک دنیای متفاوت با شخصیت متفاوت هست
زندگی این جیسون ها بخاطر باکس بهم گره خورده نه اینکه تولید بشن از قبل بودن
نه اون جیسون ها همشون مبدا شون جیسون اصلی ما بوده و انتخاب هایی که تو جعبه داشتن متفاوت بوده . اگه هم دقت کنی بجز اونی که جعبه رو ساخته همشون خاطراتشون یکیه
جیسونی تولید نشده.اصل قصه رواینکه توباهرانتخاب یک مسیرتازه به زندگیت بازمیکنی.جیسون هم وقتی هردری رو بازکرد و یک انتخاب متفاوت کرد،هرکدوم تو یک مسسرجدیدقرارگرفتن.مثل وصل کاری که انتخاب کرده بود،اختراع رو ول کنه و به زن و بچه اش برسه و اون یکی که دزدیدش انتخاب کرده بود که با زنش ازدواج نکنه و به اختراع و کار برسه.پس دوتامسیرمتفاوت رفتن.پس هرمسیرمتفاوتی که انتخاب کردن،یک جیسون تو اون مسسر قرارگرفت.درواقع هممیشه گفت جیسون های مختلفی تو خطهای موازی قرارگرفتن،هم درواقع همه شون یکی ان،باانتخابهای متفاوت
به نظر من، تمام این جیسون هایی که به دنیای جیسون اولیه وارد شدن و به نوعی کنجکاو و طالب زندگی جیسون ربوده شده اپیزود اول بودن، همگی مربوط به اون خط ی از زندگی جیسون بودن که مکعب درش اختراع شده بوده، وگرنه هیچکدوم نمیتونستن بیان پیش جیسون اولیه (خانواده دوست).پس همه اینها در اثر تصمیمات غیر کلیدی جیسون (دانشمند) در دنیاهایی متفاوت زندگی میکردند که تصمیم گرفتن بیان دنبال زندگی جیسون ما (خانواده دوست) تا ببینند زندگی ش چطوره !اینطور نیست که در اثر انتخاب هاشون در جعبه بوجود آمده باشن، در اثر انتخاب در جعبه ،فقط نوع دنیایی که بهش وارد میشن، تغییر میکنه.در ضمن اون جیسون خانواده دوست هم که همه دنبال زندگی ش هستند ، خودش بدبختی های خودش رو داره، مثلا یک فرزندش رو از دست داده و زندگی ش با همسرش متشنج ه!
بعضی هاشون به نتیجه رسیدن و بعضی به هدفشون نرسیدن،مثل جیسون اپیزود 8 که ترجیح داد تو دنیایی که اون خانم مهربان درش زندگی میکرد بماند.یکی شون هم که کلا قید همه چیز رو زد ورفت دنبال آرامش.در کل همه دنبال آرامش هستن.
اشتباه فکر میکنی. درستشو بالاتر توضیح دادم
بنظرم تو این سریال بیشتر باید به هدف ساختش دقت بشه تا پیچیده بودنش و جنبه و موضوعات علمی ، شرط میبندم هدف نویسنده کتاب هم این بوده که به این سوال پاسخ بده که چی میشد اگر اون کارو میکردم ، چی میشد اگر اون تصمیم رو نمیگرفتم ، اگر به این دید نگاه کنید مثل یک تراپی میمونه براتون برا من که اینجور بود و حتی میبینیم که هر تصمیمی عواقب خودشو داره به قول معروف نمیشه هم خدارو داشت هم خرما و میبینیم جیسون اصلی که دنبال زندگیش بودن از لحاظ مالی تحت فشار بود و خودش و دنیلا از یه چیزهایی گذشته بودن در عوض باهم بودن رو انتخاب کرده بودن اما بخاطر همین انتخاب یکی از فرزندانش رو از دست داده بود ،در کل بخوام بگم بعضی اپیزودها بدجور رو ذهن آدم تأثیر میزاره مثل اپیزود پنج فصل دوم اینجا جیسونی رو داریم که هم از عشق گذشت و هم از رویای دانشمند شدن و بجاش آرامش رو پیدا کرد ، دنیا همینه دنبال هرچی بری یچی دیگه رو گم میکنی هیچکس وقت کافی برا رسیدن به تمام خواسته هاشو نداره و اپیزود هشت فصل دو هم قشنگ بود بنظرم ، ببخشید اگر سرتون رو درد آوردم ولی حس کردم کم لطفی هس اگر نظرم رو برا این سریال نگم.
آقاااا یه چیزی ذهنمو مشغول کرد
اون جیسونی که همراه آماندا اولین بار به خونه ی اون خانم مهربونه رفتن، جیسونی بود که زن و بچش رو دزدیدن.
خب تو این قسمت اون خانم مهربونه به چارلی گفت به اولین جیسونی که میشناختم گفتم بیاد اینجا!!!!!
یعنی چارلی پدر واقعیشو تو این قسمت دید!!!؟؟؟
نه اینم یه جیسونیه که زندگیش کاملا مثل جیسون خودمون بوده فقط و فقط فرقش اینه که این جیسون قسمت ۸ نتونست برگرده خونه به جاش به اماندا علاقه متد شد و با اون زندگی شروع کرد
اوووه حالا فهمیدم. مرسی عزیز.
خب همین قسمت 8 یک باگ بزرگ دیدم، وسط قسمت لورل به جیسون و آماندا میگه که بعد بار اول که شما اومدید من 8 تا مسافر دیگه داشتم، یکیشونم چارلی بود که اسمشو میاره… اما آخر این قسمت وقتی وارلی میلد بهش میگه تا حالا یک چارلی رو ندیده بودم…
خیر
برو سریالو درست ببین من رفتم یه بار دیگه چک کردم اصلا نگفت چارلی ، اسم چارلی نیاورد به جاش اسم مکس اورد
اگه نوابغ فیزیک کوانتوم ناراحت نمیشن باید بگم فصل دوم مزخرفه. انگار از مسیر خارج شده.. مدام میخواد درباره هویت و اختیار و عشق و معنای زندگی حرف بزنه درحالی که من برای دیدن یه سریال علمی تخیلی هیجان انگیز اومدم! عمق داستان با تعداد دیالوگهای فلسفی یا میزان رنج شخصیتها تعیین نمیشه. فصل اولش واقعا یه چیز دیگه ای بود.. متاسفانه سریال خوب توی این ژانر ها کمه و همینو باس بچسبیم
چیزی که طی این چند سال از کوانتوم فهمیدم اینه که تخیلی نیست سوپر پوزیشن واقعی است و همین الانم پردازنده های کامپیوتر کوانتومی استفاده میشوند.
اما وجود دنیای موازی که هر شاخه شامل انتخابی متفاوت است ،صرفا با این مفهوم سوپر پوزیشن یک امکان است نه یک واقعیت
جیسون واقعی، فقط همونی هست که مکعب رو ساخته بود، چون بقیه شون صرفا بخاطر مکعب بوجود اومدن، ولی اینکه چرا سریال توی فصل اول، اومد زندگی جیسونی رو نشون داد که زن و بچه داشت، عجیبه، چون این دنیا قاعدتا تا قبل از سفر جیسون اولی به اونجا نباید ساخته میشد
ایول. نظرت قشنگ بود
احسنتتتتت .. دارین نکته های ظریفی رو میبینین
خیر. توی سریال صرفاً شاهد 2 تا جیسون هستیم. جیسونی که جعبه رو ساخت (جیسون 2) و جیسونی که توسط سازنده جعبه، توی دنیای موازی دیگه داشت زندگیشو میکرد و دزدیده شد (جیسون 1). باقی جیسون هایی که توی سریال بودن همگی نسخه هایی از جیسون 1 و حاصل انتخاب هایی که توی سفرها و داخل باکس کرد، بودن. حتی نسخه های آماندا و رایان.
پس جیسون 1 بخاطر باکس بوجود نیومد، بلکه قبلاً توی دنیایی دیگه وجود داشته.
نه بر اساس حرفی که استیون هاوکینگ زده بینهایت دنیا های موازی هستن و خود ما هم با تصمیم های متفاوتی تو اون دنیا ها هستیم ، بر اساس این نظریه هر زمان که بین دوراهی گیر میکنیم یه دنیای موازی وجود داره ممکنه تو یه سری دنیا ها اصلا وجود نداشته باشیم و یا ممکنه خیلی موفق و یا برعکسش باشیم
این تئوری استون هوکینگه میتونین برین حرفاشو گوش بدین ، پس چندین جیسون وجود داره فقط باکس یا جعبه باعث میشد زندگی هاشون درهم پیچیده بشه بر اساس نظریه در هم تنیدگی کوانتوم ، اون جیسون شماره ۲ با درست کردن باکس و اینکه داخلش رفت زندگی خیلی از جیسون های دیگه رو بطور مستقیم یا غیر مستقیم درگیر کرد
جیسون در دنیاهای موازی وجود داره نه بخاطر مکعب، بلکه بخاطر تصمیمات مختلف جیسون یا افراد دیگه،
مکعبی که ساخته شده کارش اینه که فقط راه رو برای دسترسی به اون دنیاها باز کنه،
پس فقط اون جیسون هایی که ناشی از تصمیمات بعد از ورود جیسون به مکعب بوجود اومدن دنیاشون بخاطر مکعب ساخته شده نه همه جیسون ها
میشه لطفا یه بزرگواری بیاد خلاصه بگه از قسمت ۵ تا ۸ چی شد؟ این جیسونا دقیقا کدومن؟ من یکم گیج شدم…راستش آخر سریال جایی تموم میشه که قسمت بعد، از ادامه ی اون نیستش…چرا اینطوری میکنن؟
حالا این یک امکان است یعنی چی ؟
یعنی اگر اون باکس رو بسازیم
از اونجا به بعد هر انتخاب متفاوت یک شاخه جدید میسازه ،یعنی همانطور که دوستان اشاره کردن جیسون یک همون جیسونی است که باکس رو ساخته و از اونجا به بعد هر تصمیمی بگیره یک شاخه جدید تولید میکنه .
دنیاهای موازی بخاطر انتخاب ها بوجود میان
مکعب فقط وسیله دسترسی به دنیاهای موازی رو باز میکنه
قبل از ساخت مکعب دنیاهای موازی وجود داشتن
این که سریال داره نشون میده همین چیزی است که شما میگید ،ولی اگر علمی میخواستن برن جلو شما بر فرض اینکه چنین جعبه ای در اختبار داشته باشید چون شما در حالت سوپر پوزیشن قرار میگیرید هر عدم قطعیتی میتونه یک دنیای موازی از دنیای شما بوجود بیاره چیزی که در ریک اند مورتی دیدیم (فصل دوم قسمت یک )
قسمت 8 با اینکه یک داستان کناره بود ولی واقعا قشنگ بود اما با توجه به اینکه سریال هنوز خط اصلی داستان رو خیلی پیش نبرده اگر قرار هستش دو قسمت رو به داستان های کناره داستان بپردازه باید تعداد قسمت ها رو افزایش بده نه اینکه آخرشو بدون اینکه به نتیجه گیری درستی برسه رها کنه . توی فصل یک به شکلی داستان تموم شد که اگه فصل دو رو هم نمیساختن داستان نیمه تموم نمی موند. به علاوه مشکلی که در این فصل هم داریم اینکه حالا تمام شخصیت ها یاد گرفتن چطور از جعبه استفاده کنن برای همین چندان دنیا های چالش برانگیزی نمیبینیم و اینکه جیسون هم به چیزی که میخواست رسیده برای همین نمیدونیم داستان میخواد چی رو دنبال کنه و به کجا برسه این نقص داستانه برای فصل دوم. بخاطر همین شاید حسی که فصل 1 داشت با فصل 2 بهتون دست نده
یجورایی باهات موافقم ، ولی بنظرم فصل دوم هم تو جایگاه درستی قرار داره و به شخصیت پردازی عمیق پرداخته ،حالا دوست دارم بدونم تداخل این شاخه دنیاهای موازی چه بلایی میخواد سرشون بیاره 🙂
دلیلش احتمالا اینه که فصل سومی هم هست من اینطور حدس میزنم
اقا من فهمیدم اگر بخوان کسی از جعبه وارد دنیاشون نشه باید چیکار بکنن..باید در رو باز بزارن!همییین(:
مگه وقتی از یه دنیا بیرون میخوان برن نباید حتما در رو ببندن؟پس همونطوری که دربسته باشه میتونن به دنیای دیگه هم ورود کنن به همین راحنی
خب اونطوری درو از جا بکنه که بهتره در نداشته باشه. هر تغییری که روی جعبه اعمال بشه یا داشته باشه همین که کسی بخواد وارد اون دنیا بشه جعبه ریست میشه یعنی درشم بسته میشه
فصل یک عالی بود
اما فصل دو داستان اصلی رو ول کردن و رفتن روی فیلر و اب بستن
چیزی ک همیخام بگم اسپویل نیست صرفا دیدگاه خودم بعد از دیدن قسمت ۸ فصل دوم هست، به این نتیجه رسیدم که این سریال راجب علم کوانتوم نیست بلکه یک سریال روانشناختی هست، احتمالا جیسون یک انسان با اختلال چند شخصیتی هست و ممکنه در یک مرکز روان درمانی بستری باشه، نسخه های مختلف جیسون در اصل تویذهن خود جیسون هستند، چون افرادی که چنین اختلالی دارن، گاهی درگیر مبارزه بین شخصیت های درونی خودشون میشن، مثلا یک ورژن جیسون انسان خودخواهی هست ولی یک شخصیت دیگه اون آدم بخشنده و مهربونی هست،در صورتی که اگه صرفا بر اساس علم کوانتوم بود، شخصیت انسان تقریبا وابسته به ژنتیک و عوامل محیطی هست پس باید همه جیسون ها شخصیت شون یکی میشد، اون مکعب هم در اصل پاسخ ذهن جیسون برای منطقی نشون دادن علت وجود چند شخصیتی هست، تقریبا یه چیزی شبیه فیلم شاتر آیلند.
این تئوری ای که میگی رو خیلی قبول ندارم ولی از یه لحاظ کاملا موافقم این سریال داره بعد های روانی رو نشون میده
قسمت ۵ و ۸ نشون دادن جیسون هایی که شکسته شدن،تونستن با کمک بقیه به آرامش برسن
قسمت های دیگه خودخواهی یا همون چیزی که قسمت ۸ گفت،حسادت به گذشته تمام فکر و ذکرشون بود
یک چیزی که خیلی قشنگه برام،اینه که افرادی هستن عین چارلی یا آماندا با اینکه جیسون از دنیای خودشون نیست،حاضرن بهش کمک کنن،نه صرفا چون جیسونه،چون میدونن میتونن بهش کمک کنن و دردشو درک کردن،این چند لحظه ای که جیسون قسمت ۸ با چارلی گذروند واقعا یکلحظه احساسیم کرد که چارلی میدونست طرف باباش نیست،ولی بازم بابا صداش کرد تا بهش حس بچه خودشو بده،چون میدونه چقد برای جیسون سخته که بعد ازین همه سال بچه شو ندیده باشه…
خب اخه طبق علم ژنتیک تمام جیسون ها پدر چارلی حساب میشن، یعنی چارلی به هر جیسونی که برخورد کنه، اون هم پدرش هست و هم پدرش نیست، یک عدم قطعیت وجود داره،الان خود چارلی هم که وارد باکس شد، کلی نسخه های مختلف ازش بوجود میاد که پدر همشون همون جیسونی هست که توی فصل اول زن و و بچه داشت، حالا تو از کجا میتونی بفهمیچارلی اصلی کدومه؟ صرفا چون داستان یکی از چارلی ها توی سریال نشون داد پس یعنی اون چارلی اصلی هست؟ مثلا اگه یه چارلی دیگه بجای اینکه تصمیم بگیره بره برادرشو پیدا کنه، تصمیم میگرفت که برگرده خونه و از ورودش به باکس پشیمون میشد، اونوقت اون چارلی بچه اصلی جیسون شماره یک هس؟ بخاطر این چیزا هست که من میگم سریال از لحاظ علمی پر از باگ هست، یعنی هیچ جوره نمیتونه زیر چتر علم خودشو جا کنه، اینجا توی فصل دوم صرفا داره روانشناسی افراد کار میکنه و از علم فاصله گرفته، باید ببینیم فصل دوم رو چطور تموم میکنن هفته دیگه.
اینکه میگی بر اساس علم کوانتوم باید شخصیت هاشون یکی بود
عزیز من چرا از دهن علم چرتو پرت میگی از کجا اینو در اوردی ، از قضا نسخه های دیگه شخصیت های متفاوت دارن چون تصمیم های متفاوت و شرایط زندگی و دنیاهای متفاوت داشتن
وقتی چن تا جیسون تا لحظه قبل از ورود به مکعب یک نفر بودن و صرفا بر اساس اینکه چه دری رو تصمیم گرفتن باز کنن، یک جیسون جدید به وجود اومده، اونوقت چطور ممکنه چن تا جیسون که کل زندگی شون تا لحظه قبل از ورود به مکعب یکی بوده، بعد از ورود به مکعب و تکثیر جیسون ها، شخصیت های متفاوتی پیدا میکنن؟ مثلا یکی شون خودخواه میشه و یکی شون بخشنده میشه؟ در صورتی که تجربه زیستی هردوتاشون تا قبل از ورود به مکعب یکی بوده، این مورد یا باگ سریال هست، یا یه توضیح منطقی پشتش هست وگرنه سریال تا الان
پر از تناقض های علمی بوده
دو جور میشه فکر کرد
حالت ساده، جیسون ها قبل ورود به مکعب یکی بودن ولی در اثر تجربیاتی که بعد از ورود به مکعب و دیدن نسخه های دیگه خودشون و اتفاقاتی که برای خودشون یا کسی که دوست داشتن میافته تغییر روحی روانی پیدا میکنن، یه اتفاق مهم یا یه لحظه تاثیرگذار میتونه تو افکار و تصمیمات آدم ها اثرات سنگینی بذاره
حالت سخت تر، شاید این جیسون هایی که وارد جعبه شدن همه از همون جیسون اول داستان منشعب نشدن بلکه جیسونی که جعبه رو ساخته، تا قبل اینکه بتونه این جیسون رو پیدا کنه خودش چند بار منشعب شده و چند تا جیسون مختلف رو دزدیده باشن که زندگی و تجربیات شبیه ولی متفاوتی داشتن
اتفاقا منم همین دیدگاه رو دارم یه مقدار متفاوت تر البته
ببین داری اشتباه میکنی
اینکه دی ان ای یکسان باشه دلیل بر این نمیشه که شخصیت ها هم یکسان باشه چون شرایط محیط و اطرافیان روی شخصیت ادم تاثیر میزارن کلی جیسون هست که تو دنیا های متفاوتی هستن و حتی یه سری مثلا دنیلا بوده که با کسی غیر از جیسون ازدواج کرده بودن و یا یه جیسونی نشون داد که با اماندا ازدواج کرده بوده و… دنیا پر از احتمالاته و یکی از دلایلش تاثیر محیطه که خیلی زیاده
بچهایی ک فیزیک زیاد خوندن ، میدونم باگ زیاد داره ولی؛
گاهی فیلما رو میسازن برای اینکه به اون تکنولوژی برسن ، یا تکنولوژی رو دارن و میخوان به یسری از افراد به زبون ساده نشون بدن و ببینن یه ایده چجوری ممکنه خوبی و بدی ها یا عواقبی داشته باشه (برای اینکه ایده صرفا روی کاغذ نباشه).
یا برای گرفتن دیتا از کاربر با نظراتشون. (به زبون ساده تر ؛ همه ی تست ها رو یه تیم کوچیک دولوپر نمیتونه انجام بده ، پس انتشار میدن ، از تعداد بالای کاربرا استفاده میکنن ، گزارش میگیرن).
نمیدونیم این فیلم هم جزو همون فیلماست یا نه ، ولی اگ مثال واقعی میخواین میتونین فیلم “شیوع” رو ببینین.
این فیلم سال ۲۰۱۱ اومد بیرون ولی داشت ایده کرونایی که سال ۲۰۱۹ قراره همه گیر بشه رو توضیح میداد.
داداش امیدوارم زامبی و خوناشام و گرگینه و جادوگر هم واقعی باشه خیلی منتظرشونم
گفتم ک بعضی فیلما. ولی حاجی زامبیو همه هستیم :))
راستی black mirror هم جزو همون دستهاس.
ی چند قسمتشو ببینین حتما
برای درک بهتر سریال، و اینکه چطور دنیاهای موازی میتونند وجود داشته باشند، آزمایش دو شکاف رو در یوتیوب ببینید. به زبان ساده کاملا متوجه این موضوع میشید.
اینکه چطور یک ذهن آگاه، وضعیت یک پدیده رو از حالت کوانتوم به حالت قطعیت میبره. و شرط ورود به دنیاهای موازی، خاموش شدن قشر پیش پیشانی مغز هست که مسئول آگاهی ماست.
اما باگ داستان اینجاست. اگر فردی که وارد جعبه میشه، آگاه نیست، پس چطور میتونه آگاهانه بین بینهایت دنیا، یکی رو انتخاب کنه؟
دلیلش اینه که دو تا اگاهی داریم یکی خوداگاه یکی ناخوداگاه ، خوداگاه خاموش میشه ولی ناخوداگاه نه
اینم جواب هوش مصنوعی : باگ داستان فقط در صورتی وجود دارد که «آگاهی» را معادل «خودآگاهی» بگیریم. اما سریال آن را معادل «ناخودآگاه» میگیرد تا هم فیزیک داستان جواب بدهد و هم یک استعارهٔ روانشناختی بسازد: ما همیشه آن چیزی را انتخاب میکنیم که عمیقاً هستیم، نه آن چیزی که فکر میکنیم باید باشیم.
قسمت 8 مثل قسمت 5 قشنگه ولی خب هیچ ربطی به داستان اصلی نداره
به نظرم اگر تکلیف داستان اصلی رو مشخص میکردن بعد میرفتن سراغ what if ها بهتر بود.
یه نکته جالب اینجاست! اینکه جیسون توی جعبه با احساساتش دنیا رو خلق میکنه، به کنار؛ من به این نتیجه رسیدم که اون جیسونی که تو قسمت اول فصل اول جای جیسون اصلی رو گرفته بود، در واقع همون جیسون اصلیه!
به نظرم جیسون ۲ همون جیسون واقعیه، چون اون بود که با احساساتش دنیا موازی رو خلق کرد و تمام مدت دنبال دنیلا و زندگی رؤیایی خودش میگشت. شاید در واقع جیسون ۱ اون کسی نباشه که ما فکر میکنیم جیسون اصلیه.
فکر میکنم هدف نویسنده هم دقیقاً همین بوده که ما از اول تصور کنیم جیسون ۱ همون جیسون اصلیه، درحالیکه شاید حقیقت چیز دیگهای باشه.
البته این نظریه منه
منم اولش به همین موضوع فکر کردم که شاید همون جیسونی که مکعب رو ساخت، خودش بقیه جهان ها رو خلق کرده، اما از اونجایی که تقریبا همه شخصیت های اصلی تونستن به دنیاهای مشابهی سفر کنن، من به این نتیجه رسیدم که گویا تمام احتمالات زندگی انسان ها همزمان وجود داره و تمام جهان ها به صورت موازی دارن جلو میرن، یعنی جهان جدیدی خلق نمیشه، بلکه همه جهان ها وجود دارن و به همین خاطر هست که شخصیت های مختلف میتونن باهم به جهان های مشابه سفر کنن، ولی خب یه نکته ای که راجب سریال روی مخم هست، تکثیر بی نهایت جیسون ها و بقیه شخصیت های سریاله، به نظرم نکته بیهوده ای بوده و به داستان اصلی آسیب میزنه
آره، منم به این فکر کردم که شاید همه جهانها از قبل وجود داشته باشن و جیسون فقط بینشون سفر کنه. ولی چیزی که باعث شد به نظریه خودم برسم، همین ارتباط بین احساسات جیسون و دنیاییه که واردش میشه. اگه جهانها از قبل وجود دارن، پس چرا احساسات جیسون اینقدر روی مقصدش تأثیر میذاره؟ چرا جعبهای که نابودش کرد، دوباره ظاهر شد؟ و چرا محل جعبه توی جهانهای مختلف فرق میکنه؟
برای همین فکر میکنم شاید ما هنوز همهچیز رو درباره جعبه و ارتباطش با جیسون نمیدونیم. حتی برام این احتمال وجود داره که جیسونی که ما از اول بهعنوان شخصیت اصلی شناختیم، لزوماً همون جیسونی نباشه که فکر میکنیم. البته این فقط برداشت منه و شاید سریال توضیح دیگهای برای این اتفاقات داشته باشه.
خیلی خیلی چرته نگاه نکنیدبنظرم ارزش نداره
هیچ وقت فکرشم نمیکردم یه سریال رو با سرعت X1.75 ببینم ، از بس که این سریال چرته
کاش حداقل موضوعات مربوط به کوانتوم رو بهتر بررسی میکرد ، سریال فرینج از این باور کردنی تر بود
اساس و ماهیت فکر اصل برهم نهی و عدم قطعیت که در این فیلم بهش اشاره کرده خوبه اما دیگه نه تا این حد پر از خطا و باگ
که مخاطب رو احمق فرض کنه ، بابا بخدا ما هم فیزیک تدریس میکنیم ما هم تمامی این روابط رو میدونیم
دیگه نیا توهماتت رو بریز تو ماستا، هر چی که نویسنده از هر رمانی که قبلا تخیلی خونده قاطی کرده با هر ماست دیگه ای
پیشنهاد میکنم سریال بنیان رو ببینید ، اونجا همین موضوع رو بر اساس کتاب های آرتور سیکلارک بهتر بیان کرده
حداقل اون کتاب های علمی تخیلی بر پایه فیزیک و تئوری های فیزیک نوشته شده
نگاه نکن
من از طرف تمامی عوامل سریال و کارگردان از شما استاد و فیزیکدان بزرگوار معذرت میخوام.
معلم فیزیک گرامی..اگرقراربود تمام قوانین فیزیک و کوانتوم و برهم نهی رو مو به مو تو سریال پیاده میکردن عملا یک قسمت هم نمیتونستن درست کنن.شماحداقل یه سرچ میکردی بعداینطوری میگفتی.اصلانویسنده اش خودش اعلام کردکه مامیدونیم خودمون یکسری چیزا عین واقعیت نیست امابیشتر روابط انسانی و تصمیمات آدمی بود که مد نظرمون بود وبهمین خاطرمجبوربودیم یکسری چیزا رو قربانی اصل دیدگاه سریال بکنیم.ضمنا سریال foundation براساس کتابهای آیزاک آسیموف هست نه سی کلارک
شما برید فیزیکتون تدریس کنید سریال نبینید ممنون
درود بر شما
اگر بخوایم با این تفکر که هر فیلمی باید بر اساس واقعیت های دنیا ما ساخته میشه همگام باشه پس کلا نباید فیلم علمی تخیلی بسازن، الان حدود ۵۰ الی ۶۰ سال هست که فیلم های مختلف ساخته میشه در این زمینه ها و اسمش علمی تخیلی هست نه علمی واقعیت، و این سبک ها برای مشغول کردن وقت و ذهن مخاطب هست چون اسمش فیلمه نه مستند قوانین فیزیک کوانتوم
کاش شما که فیزیک خوندید برامون توضیح میدادید کجای داستان منطبق با فیزیک نیست.من خیلی دوست داشتم با کسی که از علم کوانتوم و کلا نظریه گربه شرودینگر اطلاع داره سریال رو میدیدم،اینجوری ادم میفهمه تا کجای سریال منطبق بر علمه کجاها تخیل
اخه فیزیک دان اینطوری باشه که بخوان دقیقا بر اساس واقعیت درست کنن که دیگه سریال تخیلی نمیشه ، اینطوری دیگه باید سریال dark با اون امتیازشم رو دور ۳ ببینی ، کلا سمت ژانر تخیلی نرو لطفا
مگه میشه جنیفر و جیمی سیمپسون باشن و بد باشه؟
عاشقشم
میگم چطور میشه به دنیایی رفت که اینترنت وجود نداشته و هیچی وجود نداشته ولی قیافههاشون حتی یه چسه هم فرق نکرده باشن یا دنیا جوری جلو رفته باشه جلو که اینا همونجا بازم به دنیا اومده باشن و اصلا احتمالا نباید وجود داشتن دیگه؟! خو لنتیا حتی یه ذره هم چهرشون فرق نداره نمیشه که! انتخابای بزرگ رو چهره هم تاثیر میزاره چطور طرف کلی مشروب خورده دقیقا کپیه همونیه که زندگیش سالمه!
وااااااایییی از قسمت ۵ فصل دو امتیاز۱۰۰۰۰ باید داد وااااااای
10000 هم براش کمه شاهکار خلق کردن وسط سریال شاهکار انگار یه الماس ۱۰۰گرمی گذاشتن وسط یه تاج
این کامنتا انگیزه داد فصل ۲ رو شروع کنم!
بنظر من دنیاهایی که از جعبه بیرون میاد ساخته ذهن جیسون ها هستش و بقیه کارکتر ها تو دنیاهایی که نفر اول درش رو باز کرده قرار میگیرن
در واقع دنیای واقعی ای نبودن اونا ، بعد از ورود جیسون و پردازش دنیا تو ذهنش ساخته میشدن دنیاها
و فقط خود جیسون میتونه اون دنیاها رو از بین ببره یا جعبه رو کلا از بین ببره
ایده دیگه ای اصلا به ذهن من نمیرسه
در ک3تو بزار مهندس فضا و زمان
این نظر من هست و نه بیشتر
فصل یک بر پدیده کوانتوم جهان های لایه ای و اثرات ذرات به روی هم تمرکز داشت نویسنده بلیک کراوچ در فصل 2 بر فلسفه زندگی و اخلاق و سرنوشت پرداخته چیزی به جز این نیست . کلا هر فیلم و سریالی برای سرگرمی هست نه بیشتر نه کمتر
یه سریال هم هست بنام fromکه کپی از سریال بی نظیر ویوارد پینز هست که متاسفانه 2 فصل فقط ساخته شد و فصل 3 نه
به نظر من سریال خوبی بود و پایان فصل یک میتونست پایان داستان باشه. فصل دو طوریه که انگار گفتن فصل یک خوب فروش کرده چرا یه ادامه براش نسازیم؟ داستان؟ خب میتونیم ببینیم سرانجام هر کدوم از کاراکترهای اصلی فصل اول بالاخره چی میشه. همین.
فصل دو به مراتب پایینتر از فصل یک.
اگه فصل یک ببینیم و ادامه ندیم نصفه کاره میمونه؟ یا به سرانجامی میرسه؟
مسخره ترین سوال!
به یه سرانجامی میرسه ولی جعبه نابود نشده بخاطر همین ادامه میتونه داشته باشه
اگر اهل ژانر علمی تخیلی هستید این سریال عالیه
بله به نظر من چون ما سرنوشت قهرمان داستان رو دنبال میکنیم، پایان فصل یک میتونه پایان داستان باشه.
اونایی که که گفتن تو فصل یک داستان تموم شده بود ؛
نه عزیز تا جعبه نابود نشه هیچی تموم نمیشه
داستان، داستان جعبه نبود که بودن یا نبودنش تعیینکنندهٔ پایان داستان باشه. یک داستان کلاسیک یک قهرمان یا پروتاکونیست داره و یک آنتاگونیست یا دشمن یا شرور یا مانع قهرمان. وقتی تکلیف این دو تا بعد از رسیدن به نقطهٔ اوج درگیری روشن بشه، داستان به لحاظ منطقی تمومه.
حالا اگر بخوام با همون آدما داستان رو ادامه بدم باید دوباره یک حادثهٔ محرک جدید اتفاقی بیفته تا دوباره یه داستان جدید داشته باشیم.
افرین درسته
بالاخره تو قسمت7 اتفاقی که منتظرش بودیم افتاد
شمام مث من نگران این شدین که خانوم مهربونه که چارلی رفت خونش یوقت با نسخه ی ویروسیِ ایناها مواجه نشه؟؟؟
بنظرمن تنهاراه حل مشکلات اینه که یه راهی پیدا کنن که هم جعبه نابود بشه هم هراتفاقی که بعد ساخته شدن جعبه افتاده و دنیاها عوض شده برگرده سرجای اولش انگار هیچ تغییری توی دنیاها به وسیله جعبه اتفاق نیوفتادن اینطوری دیگه اگر دنیایی نابود هم شده مقصرش کسی نیست اتفاقی بوده که تو همون دنیا افتاده و دنیاهایی هم که بخاطرجعبه نابود شدن برمیگردن به زندگی…
یچیز دیگه اگر این موضوع رو دوست دارید و هنوز هم فیلم every thing everywhere all at once رو ندیدین حتماااااا بهتون پیشنهاد میکنم برید و ببینیدش
من که به شدتتتت عاشق فیلمنامه و موضوع این سریال شدم البته خب متاسفانه خیلی عالی درست نکردن سریالو میتونست خیلی عالی و جز بهترین سریالا بشه
به همین خاطر زیاد خورده نمیگرم ازش صرفا از فلسفه ای که داره لذت میبرم
لطفا سریال Nautilus توی سایت بذارید
با تشکر از مدیر سایت معتبر فیلم 2 مدیا
این سریال یا هر سریالی رو که میبینید اول باید ببینید از دیدن سریال یا فیلم چی میخوایین
– سرگرمی یا لذت بردن از نتیجه و تفکر
– این سریال روانشناسی هست در دنیای درونی و ذهنت ما از جهان بیشتر دقت کنید همش چالش کشیدن ذهن شماست
فقط سرگرمی نیست آموزش و جلسات تراپی هست با این دید به سریال نگاه کنید منظور منو بهتر متوجه میشید.
دقیقااا خیلی پراز معناس نگرش ادم به زندگی عوض میشه
امیدوارم همینطوری تا اخر باشه
اصل داستان خوب و قابل فهمه اما فصل دو خصوصا 4و5 بشدت حوصله سر بر و کند و کسل کننده هست مثل فیلمهای ایرانی مثلا کذکذه در رو میزنه تا اخر نشون میده یااصلا یوضعی از شوق انداخد ادمو
ریتم کند
خط داستانی خوب
فیلنامه عالی
بازیگری ضعیف(البته به جز کانلی)
در مجموع نسبت به سریال های این چند سال خوب بود
قسمت پنج قشنگ بود ولی قسمت شش چی داشت؟؟اگر کسی فهمیده بمنم بگه
چارلی احمق چارلی احمق
دقت کنین این سریال ژانر درام هم هست کسایی که گفتن قسمت ۵ فلانه بیساره
بخواییم با دید بهتری به فصل دو نگاه کنیم بهتره بشینیم کل فصل رو ببینیم فرایند داستان جوریه که قسمتی که الان میبینی سکانسهای چرتی داره خودش باعث و بانی ایجاد موقعیت و مسیر جدید در روند داستان میشه و به نظرم سیر خطی پخشش خیلی منطقی و روانشناختی برخورد کردن
اوایل فصل دو به نظرم جالب نیست ولی ببینیم تا ته چی پیش میاد ولی قسمت ۵ عالی بود
قسمت 5 که اصلا جالب نبود :/ بریم ببینیم قسمت 6 چطوره
قسمت ۶ فصل ۲ خیلی خوب بود، به نظرم سریال توی فصل اول روی نکات علمی تاکید داشت، اما توی فصل دوم روی روابط انسانی و عاطفی تمرکز داره، هرچند فصل ۲، از قسمت اول تا قسمت چهارم نتونست به خوبی بین مخاطب و سریال ارتباط برقرار کنه اما قسمت پنجم و ششم ازین نظر خیلی بهتر شد، امیدوارم فصل دوم بتونه پایان بندی خوبی داشته باشه
این سریال دو تایپ مخاطب داره:
کسایی ک متوجهش میشن
کسایی ک متوجهش نمیشن
از قضا کسایی ک متوجهش نمیشن ، هنوزم دارن نگاش میکنن ک شاید یچی از توش دربیارن..
اوناییم ک متوجه میشن ، هم لذت میبرن هم نمیتونن بر بقیه توضیحش بدن..
:))
الان تو خودت کدوم تایپی!؟ دستی یا برقی خب همه را که فارسی نوشتی بنویس تیپ و راحت هم بنویس من فقط حالیم میشه… ولی تایپ جان اگه نویسنده ماده تاریک خودش متوجه باشه چی نوشته مطمئن باش همه متوجه میشند و منظور نویسنده را درک میکنند
۴۰۶۰ وقتی متوجه نشدی تو هوش مصنوعی بزن گربه شرودبنگر و درهم تنیدگی کوانتومی در رابطه با این سریال بهت توضیح بده
فصل 1 بشدت زیبا آموزنده که جایگاهی که هستیم و بهتر درک میکنیم .
ولی فصل دوم یکم آب بستن بهش و کش دارش کردن . پیشنهاد میکنم فصل 1 رو ببینید و اصل مطلب رو سریال رومتوجه میشید
فصل بعد به انتخاب خودتون خواستید ادامه بدید .
حاجی فصل دو ام ببینید اونایی که میگن خوب نیس متوجه اش نشدن
چرا اینقدر فصل دوم کسل کننده ست واقعا؟!